صاد

خانه‌ی مجازی محمدصادق کریمی

طبقه بندی موضوعی

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «سیر و سلوک» ثبت شده است

عصبانی شده‌ای بدجور. زمین و زمان را داری به هم می‌ریزی. داد و بی‌داد. فحش‌های مَشت و آب‌دار هم چاشنی‌اش.

فلان فلانِ آقای فلانی هم کنم! بابا، اِ ! زشته!

زشت؟ غلط کرده مردیکه‌ی [بوووق]!!

دو ساعت بعد؛ تکیه می‌دهی به مُبل، لیوان چایی داغ لب‌سوز لب‌دوز دیشلمه هم دستت. رفته‌ای توی فکر، چنان‌که چشمت ثابت مانده روی انگشت شصت پایت؛ چه‌قدر زشت شد امروز جلوی در و همسایه. کاش‌کی فقط شیشه‌ی ماشین اون مردیکه رو می‌شکستم، بعد هم، اَلفرار. دیگه جلوی مردم داد و بی‌داد کردنت چه بود؟! عجب نفهمی هستم‌ها!

بعد هم لب‌هایت را آویزان می‌کنی، و اگر اسمت ناصر باشد از این به بعد به خودت می‌گویی «ناصر آویزون!»

این به خاطر چیست؟ به خاطر این‌که نتوانستی جلوی عصبانیتت را بگیری. چه‌طور می‌شود جلوی عصبانیت را گرفت؟ با دستمال؟ با تابلوی «ایست»؟ با بچه‌های سر کوچه؟ با «؟»

قال النبی صلوات الله علیه: لو یَقول أحدُکم إذا غضب: أعوذُ بالله من الشیطان الرجیم، ذَهَب عَنهُ غضبُه.1

اگر زمانی غضب‌ناک شدید، همان لحظه بگویید «أعوذُ بالله من الشیطان الرجیم»، غضب‌تان برطرف می‌شود!

اِ ؟! چه جالب!

بله، چرا جالب نباشد؟ مگر تا به حال دنبالش رفته‌ایم؟ بگویید ببینم، رزمنده‌ای که به میدان جنگ می‌رود، آیا آن‌جا وقت گفتن جمله‌ی «با این اسلحه چه‌طور کار می‌کنند» می‌باشد؟!

نمی‌شود که. باید قبل از این‌که بروی به میدان، کار با اسلحه را یاد گرفته باشی. بدانی اسلحه چیست؟ چگونه کار می‌کند؟ اگر گیر کرد باید چه‌طور رفع گیر انجام دهی؟ و...

حالا، در میدان امتحانات حضرت الله، بفرمایید که علم اخلاق بلدیم؟

شاید هزار بار برایمان پیش آمده که مغرور شده‌ایم و هندوانه‌ها زیر بغل، زکّی گفته‌ایم به پشت سری و پوزخندی و بادی به غبغب و...

چند بار نشسته‌ایم برای علاج غرور فکر کرده‌ایم و رفته‌ایم دنبالش؟ اصلاً غرور دقیقاً چیست؟ چه علائمی دارد؟ راه مقابله با آن؟

خوشا آنان‌که هِر از بِر ندانند!

اگر می‌خواهید راه شناخت نفس را بدانید، اگر می‌خواهید علم اخلاق را بشناسید، اگر می‌خواهید بدانید خودستایی، کبر، عُجب، بُخل، حسد، دروغ و امثال این‌ها چیستند و راه درمان‌شان چیست، به کتاب «معراج السعادة»2 اثر ملا احمد نراقی رجوع کنید.

از آیت‌الله بهجت سؤال کردند «برنامه‌ای جهت سیر و سلوک معرفی کنید.» ایشان فرمودند «روزانه نصف صفحه از کتاب شریف معراج السعادة را بخوانید و به آن عمل کنید.»

البته کتب اخلاقی خوب زیادند. اما چون روشی که انتخاب کرده‌ام مبتنی بر معرفی کتاب‌های شاخص در هر حوزه است، به این کتاب بسنده می‌کنم. اما از معرفی کتاب دیگری در این حوزه نمی‌توان گذشت.

«بهشت اخلاق»3 اثر استاد نیلی پور. یک کتاب درجه‌ی یک اخلاقی، از این جهت که ایشان رفته‌اند تمامی کتب اخلاقی شاخص را مطالعه کرده‌اند، و مطالب‌شان را به صورت یک دسته بندی کاربردی در آورده‌اند.

در حقیقت می‌توان  گفت این اثر، دایرة المعارفی مختصر و شیوا برای فضایل و رذایل اخلاقی است.

چگونه؟

تصاویر زیر کاملاً گویاست:

صفحه‌ی اول / صفحه‌ی دوم

البته این را بگویم، اثری که متن معراج السعادة دارد را نباید نادیده گرفت. علمای اخلاق می‌گویند باید مباحث اخلاقی را چندین و چند بار خواند تا ملکه‌ی ذهن شوند و موجب تذکر. به نظر می‌رسد باید هر دو کتاب را داشت. معراج السعادة به عنوان متن اصلی و بهشت اخلاق را به عنوان یک دایرة المعارف برای مراجعات فوری.

 

پی نوشت:

لطف کنید چند ثانیه وقت بگذارید و در نظرسنجی که زیر این مطلب قرار دارد شرکت کنید.

بسیار ممنونم.

---------------------------------------------------------------------------------------------------

1- کنزالعمال: 3/ ح7720

2- معراج السعادة، ملّا احمد نراقی، انتشارات موعود اسلام

تلفن: 02517831831 و  09177719304

3- بهشت اخلاق(بررسی 175 واژه‌ی اخلاقی)، 3جلد، مهدی نیلی پور، انتشارات مرغ سلیمان

تلفن: 09131149209 و 03113350155 و 03112255115 الی 19 و 02517735831

۶ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ دی ۹۱
محمدصادق کریمی

در مبحث پیش به نکته‌ای اشاره کردیم که لطفاً تا بلدِ راه نشدیم کسی را به آن راه هدایت نکنیم! یعنی که تا روی خودمان کار فرهنگی نکردیم نباید در جامعه کار فرهنگی انجام دهیم و اول قدم کار فرهنگی، کار فرهنگی روی خود است.

حال سؤالی که پیش می‌آید این است که چگونه روی خود کار فرهنگی کنیم؟

اصولاً وقتی که ما می‌خواهیم یک مسیری را برویم یا باید خودمان قبلاً آن مسیر را رفته باشیم و حالا بلدِ راه باشیم و یا باید راه‌بلدی داشته باشیم که ما را در آن مسیر ببرد. گاهی راه‌بلد ما یک نقشه است و گاهی یک انسان.

اگر بخواهیم از روی نقشه برویم باید یک نقشه‌ی مطمئن داشته باشیم و اطمینان به یک نقشه، مستلزم اطمینان به کسی است که نقشه را رسم کرده است.

معنای «کار فرهنگی روی خود» می‌شود خودسازی. نقشه‌های مسیر خودسازی با اطمینان به انسانی که نقشه را رسم کرده است به شرح زیر است:

- کتابی است با عنوان «به سوی محبوب»۱ که شامل دستورالعمل‌ها و رهنمودهایی است از واصل إلی الله، حضرت آیت الله بهجت. از دستورهای جامعی که در این کتاب آمده می‌توان نهایت استفاده را کرد. شخصاً معتقدم کسی که این دستورها را نداند در خسران کامل به سر می‌برد. یکی از جامع‌ترین دستوراتی که ایشان کراراً می‌فرمودند این است:

«به آن‌چه می‌دانید عمل کنید، و در آن چه نمی‌دانید احتیاط کنید تا روشن شود. و اگر روشن نشد، بدانید که بعضِ معلومات را زیر پا گذاشته‌اید. طلب موعظه از غیر عامل، محلّ اعتراض است، و قطعاً به مواعظی که شنیده‌اید و می‌دانید عمل نکردید، وگرنه روشن بودید.»

ایشان این مطلب را به استناد حدیثی از امام صادق علیه‌السلام نقل می‌کنند:

«مَن عَمِلَ بما عَلِمَ وَرَّثَهُ اللهُ عِلمَ ما لَم یَعلَم»۲

هر کس به آن‌چه می‌داند عمل کند، خداوند او را از اموری که نمی‌داند آگاه می‌گرداند.

- دوم، نقشه‌ی جامعی که حضرت آیت الله خامنه‌ای ترسیم می‌کنند: « اگر در یک جمله کوتاه از من بپرسند که شما از جوانان چه می‌خواهید؟ خواهم گفت: تحصیل، تهذیب، ورزش. من فکر می‌کنم که جوانان باید این سه خصوصیت را دنبال کنند.»۳

تحصیل را با توجه به مرحله‌ی «تعیین هدف» بایستی انجام داد. برای تهذیب هم همین مبحث می‌تواند مفید فایده باشد. ورزش هم که مشخص است. بهترین ورزش‌ها را دیگر همه می‌دانیم چیست؛ پیاده روی، کوهنوردی، شنا و...

- سوم، نقشه‌ی جامع سلوکی امام صادق علیه‌السلام به «عنوان بصری» که معروف به «حدیث عنوان بصری»۴ است، که بارها از اساتید بزرگ اخلاق شنیده‌ام که گفته‌اند این حدیث را هر روز بخوانید و حتی حفظ کنید!

- چهارم، سه دستور مهم از ناحیه‌ی حضرت ولی عصر علیه‌السلام است که حضرت، در مکاشفه‌ی سید احمد رشتی که در مسیر حج راه را گم کرده بود، فرمودند. این حکایت در مفاتیح الجنان، بعد از زیارت جامعه‌ی کبیره، تحت عنوان حکایت سید رشتی نقل شده است.

حضرت فرمود:«شما چرا نافله نمی‌خوانید؟! نافله! نافله! نافله! سه مرتبه فرمود، و باز فرمود شما چرا عاشورا نمی‌خوانید؟! عاشورا! عاشورا! عاشورا! سه مرتبه، و بعد فرمود شما چرا جامعه نمی‌خوانید؟! جامعه! جامعه! جامعه!»

برخی گفته‌اند منظور از نافله، تمام نوافل نمازهای واجب(که در این‌جا می‌توانید کیفیت خواندن‌شان را بخوانید) به علاوه ی نماز شب(هشت رکعت نافله شب و دو رکعت شفع و یک رکعت وتر) است و برخی گفته‌اند خصوص نماز شب منظور است.

منظور از «جامعه» هم، زیارت جامعه‌ی کبیره است.

همه‌ی موارد بالا که گفته شد، نقشه‌های مسیر خودسازی است که مبنای این مسیرند.

اما نمی‌توانم از کنار کتاب «راه خورشید»۵ که حضرت استاد الاهی آن را نگاشته‌اند بگذرم. بین کُتُبی که در این زمینه دیده‌ام، این کتاب بسیار مبنایی و دارای نکات کلیدی مهمی است. یعنی اگر کسی می‌خواهد اصل دین را و نکات ریز آن و نحوه‌ی جلو رفتن در مسیرش را بداند بایستی این کتاب را بخواند، و توصیه می‌کنم به یک بار خواندنش اکتفا نکند. البته متأسفانه این کتاب دارای غلط‌های زیادی است و انگار اصلاً ویرایش نشده است!

این هم تقصیر کسی است که مطلب را به انتشاراتی سپرده. امیدوارم در چاپ بعدی درست شود. حالا شما سعی کنید هنگام خواندن تغافل کنید!

-------------------------------------------------------------------------------------

۱- به سوی محبوب، انتشارات شفق، تلفن:  ۰۲۵۱۷۷۴۱۰۲۸

۲- بحارالانوار، جلد ۷۸، صفحه ی ۱۸۹

۳- بیانات در دیدار جمعی از جوانان ۷۷/۲/۷

۴- حدیث عنوان بصری، ترجمه ی سید محمد حسن سجاد، انتشارات مهر ثامن الائمه(ع)، تلفن: ۰۳۱۱۲۲۲۳۵۳۹

۵- راه خورشید، دو جلد، مجموعه بیانات حضرت استاد محمد حسن الاهی به همراه پرسش و پاسخ، انتشارات مبین اندیشه، تلفن مراکز پخش: ۰۹۳۵۹۰۸۹۳۸۸

تهران: ۰۹۱۲۳۹۰۸۴۷۵ و قم: ۰۲۵۱۷۷۴۸۳۷۰ و ۰۹۱۲۶۵۱۸۰۳۶

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ مرداد ۹۱
محمدصادق کریمی