صاد

خانه‌ی مجازی محمدصادق کریمی

طبقه بندی موضوعی
سه شنبه, ۹ ارديبهشت ۱۳۹۳، ۱۰:۰۱ ب.ظ

حسن‌علی

381

کتاب جان‌باز؛ حسن‌علی نوروزیان
نوشته‌ی محمدصادق کریمی
انتشارات روایت فتح
خرید اینترنتی
 
از مقدمه:
«روایت حسن‌علی نوروزیان، روایت مرد ساده و سخت‌کوشی است که از خانواده‌اش کنده شد و رفت در دل جنگ.

دست و پایش را همان‌جا گذاشت و با بدنی پر از ترکش بازگشت به خانه.

هنوز هم کار می‌کند. با نیمه‌ی دیگر بدنش و با همان امید و پشتکار. نوه‌هایش دورش حلقه می‌زنند تا پدربزرگ‌شان قصه‌های روزهای سخت جنگ را بگوید. با لبخندی بر لب و غمی در دل...»

 
از متن:
«بعد از چند ماه که دیدند نمردم، دو تا مجروح آوردند توی اتاقم بستری کردند. شب عید غدیر بود. خیلی گریه کردم. در همان حالت یک آمپول والیوم 10 تزریق کردند و خوابم برد. نیمه شب بود که خواب دیدم یک دکتر سید آمد توی اتاق، یک ملحفه انداخته بود روی دستش، دست دیگرش هم روی سینه‌اش. گفت «سلام حاج‌آقا.» گفتم «علیکم‌السلام سید جان، خوش آمدی.» گفت «اومدم این ملحفه را ببندم به پایت.» گفتم «سید جان، من ملحفه دارم، بده به همتختی‌هایم.» گفت «برای شما آوردم.» سه بار همین را گفت، من هم هر سه بار همین جواب را دادم. بار چهارم گفت «حاج‌آقا، مال خود شماست.» گفتم «سید جان، اگه مال منه، ببندش.» وقتی بست، گفت «پایت را ببر بالا.» دیدم پایم راحت تکان میخورد و بالا و پایین میرود. بیدار شدم. دیدم سید نیست، همتختی‌ها هم خوابند. داد زدم. دو نفر همتختیم از خواب پریدند. به خودم آمدم. گفتم «چیزی نیست، درد دارم.» صبح منیر آمد بیمارستان. دید نشسته‌ام روی تخت. تعجب کرد. چون من اصلاً نمی‌توانستم تکان بخورم.
گفت «دیشب برادرت آمده بود خانه‌مان. به من گفت حاج خانم، دیگه ما بدبخت شدیم. میخواهیم اثاث‌هایمان را بار کنیم و بیاییم اینجا، چون شما تنها میشی. گفتم چی شده؟ دکترها بهش گفته بودند دیگه امیدی نیست. خیلی ناراحت شدم. مادرم هم خانه بود. با این حرف دیگر مطمئن شدم رفتنی هستی. نزدیک ساعت 6 و 7 شب بود که رفتم مسجد صاحب‌الزمان محل. سه رکعت نماز خواندم و توی رکعت چهارم خوابم برد. بس که توی فکر بودم و ناراحت. خواب دیدم روی تخت خوابیده‌ای. گفتی دستم را بگیر. دستت را گرفتم. بلند شدی نشستی. گفتم وای، تو که اصلاً نمی‌تونستی بلند بشی، چه جوری نشستی؟ گفتی من دیگه خوب شدم. سرم را از روی مهر برداشتم و دیدم سر نماز خوابم برده.»
 

این کتاب در فضای مجازی:

» goodreads

» خبرگزاری رسا: «حسن‌علی نوروزیان» نخستین اثر از مجموعه «جانبازان»

» روایت فتح: کتاب اول مجموعه ی جدید جانبازان در غرفه روایت فتح رونمایی می‌شود

» مصاحبه با خبرگزاری دفاع مقدس: «آشنایی با جانبازان در مجموعه کتاب‌های "جان‌باز"»

» خبرگزاری دفاع مقدس: مجموعه‌ی جدید انتشارات روایت فتح با عنوان «جان‌بازان» به نمایشگاه کتاب تهران می‌رسد

» مصاحبه با خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا): «انتشار خاطرات «حسن نوروزیان» در مجموعه کتاب‌های جانبازان»

نظرات  (۴)

ایول، دست مریزاد
خواستم اینترنتی بخریم نشد کاکو

پاسخ:
سلامت باشید. لینک خریدش رو اصلاح کردم. دوباره سعی کنید.
سلام . انشاالله روز به روز شاهد توفیقات بیشتر شما برادر با حال خودم باشیم .
پاسخ:
سلام. قربان شما. ممنون برادر.
۲۳ ارديبهشت ۹۳ ، ۲۲:۰۵ محمد صادق کریمی
سلامت باشید.
ممنون از لطف تان.
به سلامتی
با ارزوی توفیقات روز افزون

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی