صاد

خانه‌ی مجازی محمدصادق کریمی

طبقه بندی موضوعی
چهارشنبه, ۳۰ بهمن ۱۳۹۲، ۱۲:۳۲ ق.ظ

ابتدائیات/ هفدهم: علمی که دانستنش واجب است(3)

حرف تکراری خوب نیست. ولی بعضی حرف‌ها فقط ظاهرش تکراری‌ست، اما...

پیامبر، حقیقت نجات و نجات حقیقی را به صورت کامل و جامع در حدیث ثقلین آورده است: «من در میان شما دو امانت نفیس و گران‌بها می‌گذارم؛ یکی کتاب خدا؛ قرآن و دیگری عترت و اهل بیت خودم. مادام که شما به این دو دست بیازید هرگز گمراه نخواهید شد».

بله، می‌خواهید بگویید تکراری است! خب، شاید اتفاقی که برای این حدیث افتاده تکراری نباشد!

مسلمانان تقریباً به این حدیث کاری ندارند! چه کار دارند خب؟ دارند زندگی‌شان را می‌کنند!

اتفاقی که الآن افتاده این است که مردم دارند در خیلی از موارد دقیقاً بر خلاف قرآن رفتار می‌کنند، نه عمداً، بل‌که غفلتاً. این غفلت از قرآن و اهل بیت لطمه‌های جبران ناپذیری به ما وارد کرده است. چرا؟ چون غفلت از علم حقیقی، یعنی زندگی در جهل واقعی!

قرآن: «لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَداوَةً لِلَّذینَ آمَنُوا الْیَهُودَ وَ الَّذینَ أَشْرَکُوا»1؛ ای پیامبر! تحقیقاً، یقیناً، موکداً شدیدترین دشمنی را نسبت به مؤمنین در یهودیان و مشرکین پیدا می‌کنی.

قرآن وقتی چیزی را بزرگ حساب می‌کند واقعاً بزرگ است: «أَشَدَّ النَّاسِ عَداوَةً». اما مسلمانان دقیقاً برعکس این آیه رفتار کرده‌اند. آن افرادی را که قرآن می‌گوید دشمن سرسخت شما هستند و شدیدترین دشمنی را با شما دارند، مسلمان‌ها بیش‌ترین دوستی را با آن‌ها برقرار کرده‌اند! کجا؟ کی؟ در عمل!

آن‌ها را دوست خالص و مخلص خودمان فرض کرده‌ایم. چه‌طور؟

من یک سوال از شما می‌پرسم. این مطالبی که الآن به عنوان علم در دانشگاه‌های ما تدریس می‌شود و به جوانان تعلیم داده می‌شود، از کجا می‌آید؟ تا حالا فکر کرده‌ایم یا نه؟ این مطالب از امام صادق و امام باقر است؟ این علم پزشکی که الآن در جامعه‌ی ما و در دانشگاه‌های ماست، منبعش فرمایشات معصومین است یا از جای دیگری می‌آید؟ اگر از امام صادق باشد که نباید این همه تعارض بین نظرات پزشکی روز و فرمایشات معصومین باشد؟

مثلاً معصوم می‌فرماید: اگر مردم می‌دانستند در نمک چه هست، به غیر نمک مداوا نمی‌کردند، اما پزشکی روز می‌گوید نمک نخورید! معصومین می‌فرمایند گوشت ماهی کم بخورید. امیرالمؤمنین می‌فرماید مرغ، خوکِ پرندگان است. آن‌وقت دکترها می‌گویند گوشت سفید مصرف کنید، ماهی زیاد بخورید، مرغ بخورید. معصومین می‌فرمایند: گوشت گوسفند دواست، اما دکترها می‌گویند گوشت قرمز کم بخورید. روایت داریم که گوشت شتر را نمی‌خورد مگر مؤمن. روایت داریم آب کم بخورید، ولی دکترها می‌گویند روزانه حداقل 6 تا 8 لیوان آب بخورید.

پس معلوم است که منبع اهل بیت نیستند. خب، حالا چرا این‌قدر اختلاف؟

فرض کنید اصلاً تحقیق کرده‌اند و به این‌جا رسیده‌اند، ولی آیا می‌شود این فرض را پذیرفت؟

چه‌طور تحقیقات‌شان خلاف فرمایش معصومین از آب در می‌آید؟ وقتی بررسی کنید می‌فهمید منبع جای دیگری‌ست!

روایت داریم شخصی خدمت معصوم علیه‌السلام رسید. حضرت به ایشان فرمود: معنای این آیه‌ی قرآن چیست که می‌گوید: «فَلْیَنْظُرِ الْإِنْسانُ إِلى‏ طَعامِه»2.

آن شخص گفت؛ یعنی آدم باید حواسش باشد که چیزی که می‌خورد حلال و شرعی باشد.

آقا فرمودند، این‌که ظاهر آیه است، دیگر چه می‌خواهد بفرماید؟ گفت؛ نمی دانم.

حضرت گفت؛ معنای آیه این است که «فلینظر الانسان مِمَّن یَأخُذَ علماً»؛ انسان باید دقت داشته باشد علمی که در مغزش فرو می‌رود، علمی که دارد به عنوان پیشرفت می پذیرد ببیند از چه کسی می آموزد؟

یعنی نگاه کن ببین استادت کیست؟ ببین از چه کسی تغذیه‌ی علمی می‌شوی؟ آیا جامعه‌ی مسلمانان یک بار نشستند و از خودشان سوال کنند این مطالبی که ما به آن‌ها می‌گوییم علم، از کجا می‌آید؟ نباید سوال کنیم؟ همین‌جوری از هرجا آمد، هر چه شد؟!

وقتی یک بررسی اجمالی می‌کنیم می‌بینیم علوم ما، یعنی همان مطالبی که دارد در دانشگاه‌های ما تدریس می‌شود، از همان جا می‌آید که قرآن می‌گوید «أَشَدَّ النَّاسِ عَداوَةً».

مشخص شد؟ معما حل شد؟

تحقیق یک بازی است که دشمن برای گول زدن ما درست کرده. اصلاً دشمن تحقیق نمی‌کند! دشمن می‌بیند که امیرالمؤمنین فرموده؛ «من چون آب کم می‌خورم استقامت دارم». همین را می‌گیرد و می‌رود جلو. وقتش را برای تحقیق کردن تلف نمی‌کند که! چون می‌داند بشر عقلش، تجربه‌اش، علمش و فهمش به جایی نمی‌رسد.

دشمن حواسش به حدیث ثقلین است! می‌فهمید؟ دشمن از همه‌ی مسلمین بیش‌تر قرآن و حدیث می‌خواند و اصلاً هم به سند هیچ کدام شک ندارد!!

بشر منهای وحی غیر از شرّ چیزی ندارد که! می‌رود می‌بیند امام صادق می‌گوید: اگر مردم می‌دانستند در نمک چیست، به غیر نمک با چیزی دیگری مداوا نمی‌کردند. نمی‌رود دیگر تحقیق کند که حرف امام درست است یا نه. همین که برایش ثابت شد که امام این را فرموده، می‌گیرد می‌رود جلو، و مطلب را وارونه می‌کند و به خورد من و شما می‌دهد. چه‌طور وارونه می‌کند؟ یکی می‌گوید آقا نمک خوب نیست! یکی هم می‌رود توی نمک دست می‌برد و نمک یُد دار تحویل ما می‌دهد. همه هم خوشحال! که چه نمک تر و تمیز و سفیدی! به به!

و نتیجه این می‌شود که نمک قدیمی، یعنی همان نمک غیر تصفیه شده و نمک دریا. این‌ها می‌روند کنار، که اگر از مسلمین خدای ناکرده کسی از غفلت به در آمد و رفت حدیث خواند و این حدیث را دید و خواست نمک بخورد، دستش به نمک واقعی نرسد!

این نتیجه‌ی اعتمادی است که ما به دشمن کرده‌ایم؛ انبوه معضلات و مشکلات در جامعه‌ی مسلمین!

این داستان ادامه دارد...

----------------------------------------------------------------------------------------

1- سوره‌ی مائده، آیه‌ی 82

2- سوره‌ی عبث، آیه‌ی 24

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۲/۱۱/۳۰
محمدصادق کریمی

ابتدائیات

طب اسلامی

علم

نظرات  (۱۱)

۳۰ خرداد ۹۳ ، ۰۱:۵۹ محمد صادق کریمی
طلبه ی حوزه ی علمیه ی قم
سلام
میتونم بپرسم تحصیلات و شغل شما چیه؟
۰۴ فروردين ۹۳ ، ۰۰:۰۸ محمد صادق کریمی
سلام. ممنون از لطف بی اندازه تان.
این که ما نیاز به یک اهرم «هُل» داریم حرفی نیست و باید استفاده کنیم، ولی منافات ندارد با این که برنامه ی اصلی تفسیر خواندن و حدیث خواندن باشد.
چندین کتاب با همین عنوان «سر دلبران» نوشته شده، ولی سر دلبران دکتر بانکی را هنوز نخوانده ام، هرچند کتب دیگرش را آری.
در مورد همسرداری هم، کتاب «تا ساحل آرامش» آقای عباسی ولدی عالی ست. همان آقای عباسی برنامه ی گلبرگ.
سلام
برای یک دانشجوی ارشد مهندسی که نتوانسته در مهندسی دوام بیاورد و می خواهد تغییر رشته بدهد به علوم انسانی کجا بهتر از اینجا پیدا می شود؟
ولی آخر آدمش نیستم بنشینم مدت مدیدی قرآن و تفسیر بخوانم فقط و بعد اصول کافی بخوانم و بعد نهج البلاغه بخوانم فقط و...
باید یک استاد پناهیانی استاد طاهرزاده ای یک .... باشد این وسط که بخوانمشان یا گوش بدهمشان که هل داده شودم وگرنه که به یک هفته نرسیده برنامه رها می شود.
منتظر ادامه بحثتان هستم. هرچند هنوز همین هارا هم کامل نخوانده ام!
پای تفسیر خواندن تا به حال دوام نیاورده ام. جدیدا رسیده ام به صوت تفاسیر آیت الله جوادی آملی. ترجیح می دهم همان را گوش بدهم.
معراج السعاده را هم دوستش ندارم. گاهی مثل مرجع رجوع می کنم بهش. ولی این که فقط همان را بخوانم برایم سودی نداشته. آدمم نمی کند. باید بروم کتاب بهشت اخلاق را ببینم حتما. چون متاهلم اولویت با مسائل اخلاقیم در همسرداری ست. کتاب سردلبران دکتربانکی فوق العاده است. سخن معصوم را به جان می نشاند.
امشب داشتم برنامه سال جدیدم را تدوین می کردم که به اینجا رسیدم. در مفید بودن سایتتان برایم همین بس که قرائت یک صفحه قرآن و گوش دادن صوت تفسیر و خواندن یک صفحه نهج البلاغه با تاکید بسیار بسیار بیشتری ذکر شده در برنامه هرروزه ام. البته که فعلا برای شروع است. برای عمل هم خدا کمکم کند.
به دوستان بسیاری هم معرفی تان کردم.
سلام
با معرفی آشکار ساز انقلاب اسلامی با بازدهی کوانتومی بالا و جریان تاریکی کم به روزم.
۰۴ اسفند ۹۲ ، ۲۲:۵۵ محمد صادق کریمی
خیلی خوبه. به سلامتی موفق باشید.
۰۴ اسفند ۹۲ ، ۱۳:۰۰ سید عباس حقایقی
انشالله دعا کنی ما داریم شروع میکنیم. پیشنهاد کردند بهمون از منتخب میزان الحکمه شروع کنیم.
اگر پیشنهادهای بهتری داری بفرما
۰۳ اسفند ۹۲ ، ۱۵:۵۹ محمد صادق کریمی
سلام.
فهمیدم، ولی باید بگم که احادیثی که ما در درجه ی اول بهشون نیاز داریم در مورد زندگی روزمره، واضح هستند. باز هم در جاهایی که ابهام و سوال پیش میاد، آدم می تونه بره تحقیق کنه. بره از دو سه تا عالم بپرسه.
بنده ی خدا، الآن اصلاً کسی حدیث نمی خونه! نه مردم عادی، بل که طلاب هم نمی خونند!!
۰۲ اسفند ۹۲ ، ۱۵:۴۰ سید عباس حقایقی
سلام مجدد
بحث من فراتر از این هست که ما به این آیات و روایات مراجعه نمی کنیم. بیشتر مدنظرم اختلاف نظراتی هست که در مورد حد و حدود مراجعه به حدیث وجود داره. در مورد آیات قرآن حرف شما صحیح است. اما در مورد احادیث جای بحث بیشتری وجود داره.
به طور مثال ما احادیث زیادی درباره جنس زن داریم که اکثرا سفارش به خانه نشینی زن داشته. عده ای از علما شیوه ی اخباری رو پیش گرفتند و توصیه اکید به خانه نشینی زنان می کنند. اما در مقابل عده ای دیگر از علما این احادیث رو از مناظر دیگه ای نگاه کردند و احکام دیگه ای رو صادر کردند.
بحث اصلی این هست که ما نگرش کدوم یک از علما رو در برخورد با احادیث بپذیریم.
اصلا فهمیدی چی گفتم؟ :دی
۰۲ اسفند ۹۲ ، ۱۴:۱۶ محمد صادق کریمی
سلام.
-خودت داری می گی «گاهی اوقات». پس خیلی اوقات این جوری نیست.
-این که ما برعکس دستورات دین عمل می کنیم خیلی اوقات به خاطر جهل به خود دستور هست. یعنی ما اصلاً نمی دونیم چنین دستوری وجود داره! چون اصلاً نخوندیم! ما باید حدیث خون بشیم!
-درباره ی فهم آیه ی قرآن، خب بریم تفسیر بخونیم، ولی نمی خونیم!
-احادیثی رو هم که نمی فهمیم بریم از یه عالم بپرسیم خب. ولی نمی ریم بپرسیم. شاید چون زیاد برامون اهمیت نداره.
-خیلی خوبه که هر شخصی بیاد درباره ی هر مطلب ابتدائیات نظرش رو بگه. من واقعاً دوست دارم. چون بعضی اوقات جوانب دیگه ای از موضوع برام روشن می شه. ممنون.
۰۱ اسفند ۹۲ ، ۲۰:۴۵ سید عباس حقایقی
سلام علیکم.
خب برادر. این که ما به منابع دین و آیین خودمون اعتماد نداریم و بهشون عمل نمیکنیم و حتی برعکسش عمل میکنیم که شکی نیست. اما قبول کن که گاهی اوقات تفسیر آیات و روایات به این سادگی ها هم نیست. نیاز به کارشناسی دارد. بحثش مفصله دیگه انتظار که نداری توی کامنت بگیم

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی