صاد

خانه‌ی مجازی محمدصادق کریمی

طبقه بندی موضوعی

می‌خواهی کار کنی، پول در بیاوری، ولی توان نداری، بی‌حالی.

می‌خواهی درس بخوانی، چیز بفهمی، ولی نمی‌فهمی، اصلاً حال درس‌خواندن هم نداری. چند صفحه که می‌خوانی زود خسته می‌شوی.

می‌خواهی عبادت کنی، حال نداری. دوست داری عبادت طولانی کنی، توان نداری.

هزار جور بیماری در بدنت هست. مادرت می‌نشیند می‌گوید؛ یادش بخیر. قدیم‌ها این‌همه مریضی نبود که! حالا همه مریض‌ند. همه پادرد و کمردرد دارند.

می‌خواهی کار فرهنگی کنی، زود می‌برُی!

می‌خواهی نماز شب بیدار شوی، بین الطلوعین بیدار بمانی، از لحاظ معنوی پیشرفت کنی، حالش را نداری.

سال‌ها درس خوانده‌ای که به جایی برسی و برای جامعه، برای دیگران مفید باشی، ولی موقع ثمردهی‌ت توانت را از دست داده‌ای. حال جنب و جوش نداری.

چرا؟

 

چون جاهلی! جاهلِ به تمام معنا! دست‌ت خالیِ خالی‌ست! علم نداری بفهمی چرا این‌طور شده‌ای؟ علم نداری بفهمی راه علاج چیست؟

چرا جاهل ماندی؟

چون علم نخواستی! علم واقعی را پس زدی! باز هم به خاطر جهالت!

هزار جور کتاب خواندی، کلاس رفتی. ریاضی، فیزیک، شیمی، ادبیات، مهندسی و دکتری...هزار جور کوفت و زهر مار. خب! چه کاری از دستت بر می‌آید. چرا کاری نمی‌توانی بکنی؟

به دست‌هایت نگاه کن. چه داری؟...

وا مانده‌ای! خیلی وضع‌ت خراب است! ببین چه وضع رقّت باری برای خودت دست و پا کرده ای!

راه چیست؟

 

بی‌حالی، ناتوانی، مریضی، این‌ها برای چیست؟ می‌بینی که، هرکاری می‌خواهی انجام بدهی نیاز به یک بدن سالم داری، که حال داشته باشد، توان داشته باشد، این‌قدر مریض نباشد!

خب، هر ساخته شده‌ای سازنده‌ای دارد. آن سازنده بهتر از هر کس نیاز ساخته شده‌اش را می‌داند.

مگر تو ساخته نشده‌ای؟ بله. چه کسی تو را ساخت؟ خدا. خب از خدا بپرس چه کار کنم؟

جناب خدایی که این بدن را ساخته‌ای، بفرما چه بلایی به سر خودم بیاورم این‌قدر از ناتوانی و بی‌حالی و ضعف و مریضی عذاب نکشم؟ که بتوانم خوب حرکت کنم؟ خوب کار کنم؟ خوب فکر کنم؟ مگر روح بر جسم سوار نیست؟ خب چه کار کنم این جسم خوب سواری بدهد؟ تا روح پرواز کند؟

خب عزیز من، خدا که خیلی وقت پیش گفته باید چه کار کنی. گفته که هر چه می‌خواهید از نماینده‌های من بپرسید به شما بگویند. سؤالات‌ت را از نماینده‌ی خدا روی زمین بپرس. از امام معصوم! علیه‌السّلام!

ولی نپرسیدی. نخواستی که بپرسی. رفتی سراغ هزار جور کوفت و زهرمار دیگر، به این روز دچار شدی.

شد کفران نعمت، خدا هم گفت برو دنبال کارت هر غلطی دلت خواست بکن، بی‌شعور!!!

من نماینده‌ام را فرستاده‌ام پیشت، همه‌ی علم دست اوست، بلند شدی رفتی این‌ور و آن‌ور چه غلطی کردی؟ خاک بر سرت! آدم هم این قدر نفهم؟!

خب این‌همه کتاب حدیث! کدامش را خواندی؟ مگر حرف‌های نماینده‌های من آن‌جا ننوشته بود؟ چه‌طور رفتی نشستی فلان رمان و فلان شعر و فلان نظریه هگل در باب پیدایش تیر ناحق و کوفت کاری یا کوفت غیر کاری خواندی و در همایش بسان و بهمان حضور به خودتان رساندید، آن‌وقت چلاغ بودی چهار تا برگه‌ی اصول کافی ورق بزنی؟ رساله‌ی ذهبیه‌ی امام رضا بخوانی؟

هی نشستی ابرو بالا انداختی که؛ سندش درست است؟

برو بمیر! منتها تدریجی، خب؟ تدریجی بمیر! قشنگ آن موقع دست‌ت می‌آید که سندش درست است یا نه؟

سندش! سندش!

آدمِ نفهم! هزار بار رفتی پزشک عمومی برای سرماخوردگی، هزار جور نسخه به‌ت داد، هزار جور قرص خوردی، یک‌بار هم ازش نپرسیدی؛ دکتر جان! این نسخه‌هایی که می‌نویسی، سندش کجاست؟!

هیچ! آن دکتر بدبخت هم مثل همه رفته فقط چهار تا کتاب پزشکی غربی ترجمه شده خوانده. خب، آقای دکتر، این‌هایی که فلان آدم غربی نوشته، سندش کجاست؟ در کدام آزمایشگاه به اثبات رسیده؟!

خب، می‌گویند روزانه هشت لیوان آب بخور. بدن لازم دارد. بله، چشم. بدون چون و چرا. چون حضرات دکترها فرموده‌اند! سازمان بهداشت جهانی گفته!

جدّاً؟!

معصوم علیه السلام: «لا تُکثِر مِن شُربِ الماءِ؛ فَإِنَّهُ مادَّةٌ لِکُلِّ داءٍ»1.

«زیاد آب ننوشید که ماده هر بیماری است».

خب، حالا زبان‌ت را بچرخان و بگو سندش درست است؟

بخورد توی سرت! برو بمیر! منتها تدریجی، خب؟ تدریجی بمیر! قشنگ آن موقع دستت می‌آید که سندش درست است یا نه؟

ای بدبخت! گولت زدند! سرت کلاه رفت! حسابی گولت زدند!

گفتند هفته‌ای دو بار ماهی بخور. برای بدن لازم است. بله، چشم. بدون چون و چرا. چون حضرات دکترها فرموده‌اند! سازمان بهداشت جهانی گفته!

جدّاً؟!

امیرالمؤمنین علیه السلام: «أقِلّوا مِن أکلِ الحیتانِ ؛ فَإِنَّها تُذیبُ البَدَنَ ، وتُکثِرُ البَلغَمَ ، وتُغَلِّظُ النَّفسَ»2.

کمتر ماهى بخورید؛ چرا که بدن را ذوب مى‏کند، بلغم را افزون مى‏سازد و نَفَس را سنگین مى‏نماید.

بنشین بگو سندش درست است؟!

بخورد توی سرت! برو بمیر! منتها تدریجی، خب؟ تدریجی بمیر! قشنگ آن موقع دستت می آید که سندش درست است یا نه؟

بدبخت! گولت زدند! سرت کلاه رفت! حسابی گولت زدند!

 

این داستان ادامه دارد...

------------------------------------------------------------------------------------------------------

1- الکافی، ج ۶، ص ۳۸۲، ح ۴

2- الخصال ، صفحه 636 ، حدیث 10

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۲/۱۱/۰۵
محمدصادق کریمی

ابتدائیات

طب اسلامی

علم

نظرات  (۱۰)

۰۹ مرداد ۹۳ ، ۱۵:۵۵ محمد صادق کریمی
سلام. ممنون از اطلاع رسانی تان. به روی چشم.
سلام وقت بخیر و تشکر بابت ارائه این مطلب . به اطلاع میرساند که جناب استاد باقری در برنامه زنده باران پخش شده از شبکه استانی بوشهر در اواخر تیرماه به صورت تلفنی گفتگو شده است و شاگرد و همکار ایشان حجت الاسلام محمد علی محمدی یکتا با حضور در این برنامه درمان بیماری لاعلاج هپاتیت را اعلام کردند . گفتگوی با تعدادی از درمان شدگان پخش شده و یکی از این افراد هم در برنامه حضور یافت . به جهت اطلاع رسانی عمومی از دستیابی به درمان این بیماری لا علاج به مخاطبان گرامیتان به این آدرس مراجعه کنید : http://chemma.blogfa.com .
پست : فایل ویدیویی گفتگوی زنده برنامه باران شبکه استانی بوشهر
با حجت الاسلام والمسلمین محمد علی محمدی یکتا
در مورد طب اسلامی
موفق و سلامت باشید
یاعلی
سلام ، خداوند متعال عاقبت همه ما را ختم بخیر بفرماید . آمین یا رب العالمین
۲۴ اسفند ۹۲ ، ۱۰:۳۶ محمد صادق کریمی
حقیقت امر رو از دیدگاه خدا خیلی رک بیان کرده ام!
دیگه حالا!
سلام ، حالا چرا اینقده فحش داده ای؟
۱۹ بهمن ۹۲ ، ۱۵:۳۶ محمد صادق کریمی
سلام. خیلی ممنون!
چشم!
سلام
شما دعوت هستید به صرف یک فنجان حرف بی منطق .
۰۶ بهمن ۹۲ ، ۱۰:۳۷ محمد صادق کریمی
سلام. ممنونم، اما مطلب هنوز تمام نشده. به نظرم مطلب در سه چهار قسمت دیگر تمام خواهد شد. همه ی مطلب را نیاوردم چون طولانی می شد.
منتظر باشید.
سلام
این مطلب تان واقعا شامل حال من بود. حلیه المتقین و اصول کافی را خوانده ام و گاه گاهی برنامه ی روزانه ام را بر اساس آن ها تنظیم می کنم اما بعضی مواقع دنیا آنقدر به هم می پیچد که آدم روزانه فرصت خوردن یک لیوان آب را ندارد چه برسد به هشت لیوان آب در روز....
بنظرم خوب شروع به نوشتن کرده بودید ، گره های ذهنی و مشکلات تمام مخاطبان تان را در نظر گرفته بودید و سعی بر دادن راه حل برای آن ها دارید اما در قسمت آخر بهتر از این ها می توانستید مطلب را جمع کنید و مطلب را به انتها برسانید .(این نظر من بود.)
تشکر
التماس دعا
بالاخره اینجا ب روز شد.
امام رضا علیه السلام میفرمایند:
هفت چیز بدون هفت چیز ، مسخره است:
کسى که با زبانش آمرزش بطلبد ، ولى [از گناهش ]پشیمان نباشد ، در حقیقت ، خودش را مسخره کرده است .
کسى که از خدا توفیق بخواهد ، ولى تلاش نکند ، در حقیقت ، خودش را مسخره کرده است .
کسى که جویاى دوراندیشى باشد اما احتیاط نورزد ، در حقیقت خودش را مسخره کرده است .
کسى که از خدا بهشت بخواهد ، ولى سختى ها را تحمّل نکند ، در حقیقت ، خودش را مسخره کرده است .
کسى که از آتش به خدا پناه برد ، ولى شهوات را فرو نگذارد ، در حقیقت ، خودش را مسخره کرده است .
و کسى که یاد خدا کند ، امّا به سوى لقاى او نشتابد ، در حقیقت ، خودش را مسخره کرده است.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی