صاد

خانه‌ی مجازی محمدصادق کریمی

طبقه بندی موضوعی
دوشنبه, ۵ تیر ۱۳۹۱، ۰۵:۵۳ ب.ظ

ابتدائیات/ سوم: چیستیِ کار فرهنگی

قبل‌التحریر:

این نوشته به درازا کشید، اما چاره‌ای نبود و تازه این، مختصرِ آنی است که می‌بایست گفت.

 

یکی از مسائلی که بسیاری از مذهبی‌ها دچارش هستند مسئله‌ی کار فرهنگی و دغدغه‌ی آن را داشتن است. اما آن‌چه که غالباً از آن غفلت می‌شود این است که ابتدا نمی‌نشینیم و با خود بگوییم کار فرهنگی چیست؟ و هدف از کار فرهنگی چیست؟

متأسفانه آن‌چه که مشاهده می‌شود به اسم کار فرهنگی در بطن آن یک کار ضد فرهنگی است و اگر ما بنشینیم و هدف از کار فرهنگی را بررسی کنیم می‌بینیم که این فعالیت‌های مرسوم نقض غرض است!

یعنی ما قرار بود به کعبه برسیم ولی راهی که می‌رویم به ترکستان است!

آن‌چه که مرسوم است و اتفاق می‌افتد چیست؟

مثلاً یک جوان شیعه‌ی مذهبی که محصل هم هست به این نتیجه رسیده است که واقعاً برای این که در مسیر هدایت باشد باید یک سری اعمال را انجام دهد. مثلاً عبادات فردی داشته باشد و عبادات اجتماعی و برود دنبال علم دین و همیشه در جلسات اهل بیت باشد و... بعد هم احساس می‌کند واقعاً همه باید این‌طوری باشند. چون این مسیر را کمی رفته و لذتش را چشیده، دلسوزی می‌کند برای دیگران که آقا کاش دیگران هم در این مسیر بودند. یا مثلاً در این مسیر که هستند کاش سطح‌شان را ببرند بالا و از این قبیل.

بعد دائم به این مسئله فکر می‌کند و برایش یک دغدغه می‌شود و شاخک‌هایش کار می‌کنند که جایی بیابد برای فعالیت در این عرصه. مصادیق کار فرهنگی هم که إلی ماشاءالله. هر کسی در هر زمینه ای که تخصص دارد یا علاقه دارد می‌رود و مشغول می‌شود. یک کانون فرهنگی را پیدا می‌کند و می‌بیند که آن‌جا مثلاً واحدهای مختلفی برای فعالیت فرهنگی دارند، از جمله واحد تدارکات جلسه‌ی اهل بیت علیهم صلوات الله.

واحد نهضت کتاب‌خوانی، واحد فعالیت‌های رایانه و سایبری و...

مثلاً این فرد بلند می‌شود و می‌رود در واحد رایانه‌ی این کانون فرهنگی ثبت نام می‌کند و تخصص فردی خود را توضیح می‌دهد که بله، من نرم افزار فلش را به صورت حرفه‌ای کار کردم و خلاصه در این زمینه اگر کاری از دست ما بر می‌آید در خدمتیم. آن‌ها هم که جوان‌هایی مثل خود او هستند با آغوش باز از او استقبال می‌کنند و می‌گویند اتفاقاً در این زمینه بار گرانی بر زمین مانده است و دغدغه‌هایشان را برای هم تعریف می‌کنند و رفیق می‌شوند و پروژه تعریف می‌کنند که مثلاً باید کلیپ‌هایی بسازیم برای جذب قشر خاکستری به هیئت و شاخصه‌های این کلیپ این است که باید غیر مستقیم با مخاطب درباره‌ی هیئت و دین و خدا و پیغمبر صحبت کند و بهتر این است که این کار یک روایت داستانی امروزی داشته باشد و...

این فرد شروع به کار می‌کند و پشت کار خوبی هم دارد و ایده‌های نابی هم. دست به کارش هم خوب است و به سبب این امتیازات مورد توجه مسئول آن کانون فرهنگی و اعضای کادر آن قرار می‌گیرد و اسمی در می‌کند و جایگاه ویژه‌ای.

مثلاً هفت هشت ماه می‌گذرد و این فرد به جهت این‌که در بین آن کانون فرهنگی جا افتاده است سرش بسیار شلوغ است و گرم کار فرهنگی. طوری که فقط می‌رسد صبح تا ظهر برود دانشگاه و بعد از ظهرها سرگرم کار فرهنگی‌ای است که بارش بر زمین مانده است و یکی باید یا علی می‌گفته و از زمین بلندش می‌کرده به مدد مولا.

حالا دیگر وقت درس خواندن هم ندارد. وقت عبادت هم. اصلاً وقت خیلی از چیزها. البته جلسات مذهبی‌اش را می‌رود و پای سخنرانی هم می‌نشیند. اخلاقش هم خوب است. کلاً آدم خوبی است.

***

جوانِ موردِ مثال را 5 سال بعد گیر می‌آوریم؛ خب، چه خبر؟

او مدرکش را گرفته است. اما چه قدر درس خوانده؟

اصلاً معدلش نوزده و هفتاد و پنج. یعنی هم خوب درس خوانده و هم خوب کار فرهنگی کرده(که البته غالباً در این موارد این‌گونه نیست.)

خب، جوان، در این سال‌ها چه قدر خودت را بالا کشیدی؟ چه قدر پیشرفت کردی؟ چه قدر بلدی زندگی کنی؟

اصلاً چه قدر پول داری؟ چند ساعت عبادت می‌کنی؟ اولویت‌های زندگی یک مؤمن چیست؟

چندتا حدیث بلدی؟ چه قدر مطالعه‌ات افزایش یافته؟ چندتا از سُنّت‌های پیامبر را نام ببر؟

هدف زندگی‌ات چیست؟ هدف خلقت چیست؟ ساعات روزت را طبق روایات به چند دسته تقسیم کردی؟

اصلاً چه‌قدر رفته‌ای دنبال احکام دینت که واجب بوده یاد بگیری؟!

جوان مورد نظر ما این سال‌ها کار داشته. کار فرهنگی می‌کرده برای رضای خدا. البته درسش را می‌خوانده و آدم خوبی هم بوده. جلساتش را هم می‌رفته. اما خب وقت نداشته برای عمل به بعضی از این حرف‌ها.

شما بگویید. مگر دین همه‌اش قرآن و نماز و دعاست؟ پس این بارِ بر زمین مانده را چه کسی باید بردارد؟

***

کار فرهنگی برای چه بود؟ نه مگر برای این بود آن‌هایی که هدایت نیافته‌اند بیایند در این مسیر و آن‌هایی که در این مسیر هستند، بالاتر بروند؟

یعنی شخصی که کار فرهنگی می‌کند لقبش چیست؟ «هادی». اگر ذره‌ای بیندیشیم هر آن کس کار فرهنگیِ مثبت می‌کند یک «هادی» است. یعنی هدایت‌گر.

اما، آیا هر شخصی می‌تواند هدایت‌گر باشد؟ خیر. «المَهدیُّ یهدی». آن‌که هدایت شده، هدایت می‌کند. استفاده می‌شود از این مطلب که امر عظیمی در امور فرهنگی مغفول مانده‌ست و آن شخصِ فردی است که کار فرهنگی می‌کند. و این شخص تا خود به جایی نرسیده باشد چگونه می‌خواهد دیگران را به جایی برساند؟

گذر از دره و کویر راه‌بلد می‌خواهد، و چگونه راه‌بلد باشیم آن‌گاه که خود گم شده‌ایم!

قانونی است که می‌گوید «فاقد شیء مُعطی شیء نیست». یعنی آن‌که چیزی ندارد چگونه می‌خواهد چیزی را که ندارد به دیگری بدهد؟! حیرت انگیز است که بچه مذهبی‌ها به این امر عظیم بی‌توجه‌اند! و می‌خواهند کار فرهنگی کنند!!

ما اول نسبت به خود مسئولیم. ما باید اول روی خودمان کار فرهنگی کنیم! ما مسئول کار فرهنگی نیستیم. ما نهاد فرهنگی نیستیم.

ما باید دشمن‌شناسی بدانیم و در جای جای زندگی‌مان حواس‌مان به دشمنِ آن‌جا باشد. دقیقاً دشمن می‌آید به این جوان می‌گوید برو کار فرهنگی کن و از خود غافلش می‌کند! و نام این دشمنِ پیر، شیطان است! و باز حیرت انگیز است آن‌که حواسش به خودش نیست و می‌خواهد هادی باشد!!

بهتر نبود جوانِ مورد مثال ما که در عالم واقع امثالهم کم نیستند و با اندکی اختلاف، همه همین‌اند، قبل از ورود به عرصه‌ی کار فرهنگی بنشیند و با خودش حساب کتاب کند که آقا، من این‌ام. با این وقت و این کارهای اوجبی که من دارم، اصلاً فرصت کار واجب دارم؟ یعنی می‌نشست و اولویت‌هایش را چک می‌کرد و دو دوتا چهارتا می‌کرد و مثلاً آخرش به این نتیجه می‌رسید که من فعلاً نهایتاً هفته‌ای 2 ساعت بیش‌تر نمی‌توانم کار فرهنگی برای دیگران کنم!

نه این که 5 سال بگذرد و به پشت سر نگاه کنی و ببینی تو عده‌ای را با علم جزئی‌ای که داشتی به صورت جزئی به جایی رسانده‌ای و خودت سقوط کرده‌ای! و اگر سقوط هم نکرده‌ای، جا مانده‌ای! خسران مبین!

برای نمونه به شخصیت‌های تأثیرگزار در انقلاب اسلامی نگاهی بیندازیم و ببینیم این‌ها قبلش چه کار کردند که بعد توانستند تأثیرگزار باشند؟

شما مؤثرتر از امام سراغ دارید؟ مؤثرتر از شهید مطهری سراغ دارید؟

خب این‌ها سال‌های سال نشستند و روی خودشان از هر لحاظ کار کردند که بعد از سی چهل سال هنگامی که شروع کردند به کار فرهنگی، چنان تأثیری گذاشت که قرن‌ها تأثیر عمیق آن بر هزاران نفر ثابت خواهد ماند!

ما چه کار می‌کنیم؟ هنوز خودمان چیزی نشدیم می‌رویم سراغ کار فرهنگی؟ آن‌وقت نتیجه معلوم است!

ما نمی‌توانیم بدون علم به کار فرهنگی، کار فرهنگی کنیم. روایتی است از امام جواد علیه‌السلام که می‌فرمایند: مَنْ عَمِلَ عَلى غَیْرِ عِلْمٍ ما یُفْسِدُ اَکْثَرَ مِمّا یُصْلِحْ: هـر کس بدون آگاهى کار کند، بیش از آن‌که درست کند، خراب مى‏کند!(بحارالانوار 78/346(

و کسی علم به کار فرهنگی دارد که روی خودش کار فرهنگی کرده باشد به تمامه!

و روی خود کار فرهنگی کردن سال‌های سال زمان می‌برد. شاید این‌جا سؤال پیش بیاید که پس کارهای زمین مانده چه؟

جواب این است که آن‌هایی که باید سال‌های قبل روی خودشان کار فرهنگی می‌کردند الآن در صحنه باشند و من وظیفه‌ای در این قبال فعلاً ندارم تا آن‌که به جایی برسم. فوقش افرادی شغل‌شان می‌شود کار فرهنگی که آن هم میزان کار در روز مشخص است و میزان کارهای دیگر هم مشخص، و همین فردی هم که شغلش کار فرهنگی است باید روی خودش کار فرهنگی کند.

ما باید بنشینیم و یک بار از آن جلسات فرهنگی را که صدها بار با دیگران گرفته‌ایم، خودمان با خودمان بگیریم که چگونه روی خودمان کار فرهنگی کنیم!

حضرت استاد الاهی به ما می‌فرمودند:«انسان باید ظرف خودش را تربیت کند. برای تربیت ظرف، انسان باید عبادت انجام دهد. فعالیت‌ها زیاد است، ما کاسه‌ی داغ‌تر از آش نباید بشویم. این دین صاحب دارد. هر کس هم به اندازه‌ی مایحتاجش بهش می‌رسد. اگر ما ظرفیت داشته باشیم ما را هم وسیله‌ی هدایت قرار می‌دهند.»

دوستان خودم را توصیه‌ی اکید می‌کنم به خواندن کتاب «آن گاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود» 1 از حضرت استاد طاهرزاده؛ که این کتاب قصد دارد زوایای مختلف کار فرهنگی را به مخاطب بفهماند و او را با کار فرهنگی اصیل و اصلی آشنا کند و راه را نشانش دهد و در یک کلام، به مبحث کار فرهنگی روی خود و بعد جامعه می‌پردازد و البته پرداخته‌اند به آسیب شناسی فعالیت‌های فرهنگیِ بدون جواب یا کاذب.

سؤالی اگر بود در خدمتم.

-------------------------------------------------------------

1- آن‌گاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود، اصغر طاهرزاده، انتشارات لب‌المیزان؛ تلفن: 09131048582

گروه فرهنگی المیزان؛ تلفن: 03117854814

نظرات  (۲۱)

قابل تامل بود
۰۸ آذر ۹۳ ، ۲۳:۱۴ محمد صادق کریمی
ممنون از لطف‌تان. یا حق.
عالی بود. بهش نیاز داشتم.بازم از این پستها بذارید. التماس نور.
۰۷ فروردين ۹۳ ، ۱۰:۲۴ چیستیِ کار فرهنگی | ایده های فرهنگی
[…] منبع : http://mskarimi.ir/70.html […]
۱۰ دی ۹۲ ، ۱۵:۲۲ ابوالفضل
خیلی ممنونم. استفاده کردیم!
۱۷ آذر ۹۲ ، ۲۲:۱۶ محمد صادق کریمی
حرف شما مقداری صحیح است و مقداری ناصحیح. صحیح است از آن جهت که اگر فقط صرف گفتن به فرد باشد، نمی پذیرد. اما ناصحیح است از باب این که اگر به او توضیحی همراه با مثال های ملموس در اطراف در در تاریخ بشنود، حداقل با تردید جدی مواجه خواهد شد و بعضی ها را هم به توقف کار فرهنگی در برهه ای خاص خواهد کشاندو کما این که بعضی ها که این مطلب را خواندند، پیام دادند که ما می خواستیم برویم جدی کار فرهنگی کنیم، ولی مطلب شما آبی بود روی آتش ما!
یا حق.
باسلام حقیرهم قبلابه این مطلب رسیده بودم منتهاباون قسمتش که میگیدکارشیطونه مخالفم....
دلیل مخالفتم هم همین مطلب شماست.... بعضی اتفاقت مستتردراتفاقات دیگه اندومامتوجه اونهانمیشیم...مثل همین که اهمیت کارفرهنگیروی خود واولویت کاربرنفس خودتادیگران، چیزیه که آدم تابهش نرسه دنبالش نمیره وصرف توضیح دیگران به بهش اراده حرکت نمی ده....یعنی اونایی که نیت درست دارندتوی همین کارفرهنگی روی دیگران ،درک می کنندبایدروی خودشون کارکنند،این یعنی اگه میخوای یکی روبه این درک برسونی که بایدروی خودش کارکنه بایداونوعضویک دومینویی کنی که سعی میکنه جلوی ریزششوبگیره....من ا...توفیق التماس دعاا
۱۷ تیر ۹۲ ، ۰۶:۰۴ محمد صادق کریمی
حرف تان درست، معمولا هم شخص، کار فرهنگی را برای رضای خدا انجام می دهد، اما برای رضای خدا پشتوانه ی کار فرهنگیش را نمی سازد!
در ضمن این نکته که فرد اول باید روی خودش کار فرهنگی کند بعد وارد این عرصه شود تا راه بلد خوبی باشد اما برکات کار فرهنگی را نباید فراموش کنیم. اگر کار فرهنگی برای رضای خداوند انجام شود مطمئن باشید برکات معنوی و مادی بسیاری در زندگی دارد. شاید اگر برای یک کار فرهنگی دو ساعت از وقت انجام عبادات مستحبی من گرفته شود اما در این مسیر خداوند راه ِ معنوی را برایمان بیشتر باز می کند.
در جلسه دیدار دانشجویان با امام خامنه ای، دانشجویی سه بار از امام خامنه ای سوال می کند که چگونه ما کار فرهنگی کنیم در صورتی که از درس خواندن و تحصیل مان عقب نمانیم، امام خامنه ای هر سه بار فقط می گویند شما می توانید وقتی اصرار جوان دانشجو را می بینند می گویند وقتی شما کار فرهنگی را برای رضای خداوند انجام دهید از برکات این کار فرهنگی ، اگر قرار بوده شما 40 صفحه را در 3 ساعت بخوانید، همین 40 صحه را می توانید در یک ساعت با بهره ی بیشتری بخوانید پس ببیند کار فرهنگی چقدر برکت دارد.
دقیقا همین اتفاق در مورد معنویت و کار فرهنگی شخص روی خودش هم اتفاق می افتد . البته اگر اعتقاد کامل به برکات کار فرهنگی داشته باشیم.
التماس دعا
در سایت نقطه عطف (http://n-atf.ir/) مطلبی خواندم (بنظرم سخنرانی دکتر کوشکی بود) آسیب شناسی این مساله را دارند که آیا هجرت دانشگاهی در مقطع کارشناسی (گرایش های مهندسی) به کارشناسی ارشد (گرایش های علوم انسانی) درست است یا نه؟
در گوشه ای از سخنرانی به کار فرهنگی ناقصی که توسط غیر متخصصین فرهنگی انجام می شود و تاثیر و آسیب هایش بحث کرده اند.
بنظرم یکی از آسیب های کار فرهنگی علاوه بر این فرد باید روی خودش کار فرهنگی کند ، نیاز به تخصص هم دارد. در دانشگاه ها این مشکلات بیشتر در بین بچه های گرایش های مهندسی اتفاق می افتد. هیچ سنخیتی بین دروس و فعالیت های فرهنگی شان نیست. درس یک طرف، فعالیت های فرهنگی ناقص اجرا شده در دانشگاه هم در طرفی دیگر! بدون هیچ شناخت و مطالعه ای در زمینه مدیریت فرهنگی و دغدغه های فرهنگی وارد این عرصه می شوند و متاسفانه ضرر فعالیت های ناقصی که انجام می شود بیشتر است.
در پایگاه ها و کانون های فرهنگی هم دقیقا همین اتفاق می افتد. گاهی برای یک کار فرهنگی نیاز به مطالعه ی تخصصی در زمینه روانشناسی کودک و هنر هست، بدون مطالعه این گروه تصمیم به انجام کار ناقصی می گیرند که متاسفنه نصفه و نیمه باقی می ماند !
شاید تمام این مسایل دو باره برگردد به کار فرهنگی شخص بر روی خودش! دقیقا همین نکته را حجت الاسلام انجوی نژاد چندین بار در سخنرانی هایشان بیان کرده اند.
خانه ی ما باز هم میهمانی دارد و باز هم میهمان می طلبد.
ولی این بار در ماه میهمانی خدا‍!
کدامین چشمه سمی شد
که آب از آب میترسد و حتی ذهن ماهیگیر از قلاب میترسد . گرفته دامن شب را سکوتی آنچنان مبهم
که اشک از چشم و چشم از پلک و پلک از خواب میترسد...
۲۶ تیر ۹۱ ، ۱۰:۰۳ علیرضا هادی نژاد
سلام هم قبیله
برای نوشتن کتابم به قلم و کمک شما احتیاج دارم و خوشحال میشم اگر به وبلاگم سری بزنید و همراهم باشید / همین
ممنون از لطفتون
"الف...
فَإِذَا دَخَلْتُمْ بُیُوتًا فَسَلِّمُوا عَلَیٰ أَنْفُسِکُمْ تَحِیَّةً مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُبَارَکَةً طَیِّبَةً.
درود و سلام.
پنج دیواری شد خانه ی ما! با یک دامنه ی جدید و یک قالب جدید، نویسنده اش اما هنوز همان بهنام است. همانی که نمی دانم می شناسی اش یا نه. این اولین دعوت من است از شما به خانه ی ما. قدم روی چشم هایمان بگذارید و در این شب نشینی ها همراهمان باشید و بگذارید گرمای حضورتان خانه مان را فرا گیرد و ردپای عبورتان روی برف های نشسته جلوی خانه مان به یادگار بماند. این یک دعوت است. یک فراخوان عمومی به صرف چند قرص آرامش بخش و یک شربت سکنجبین. با احترام؛ حضورتان را ارج می نهیم...
شب‌ها، که سکوت است و سکوت است و سیاهی
آوای تو می‌خواندم از لایتناهی
آوای تو می‌آردم از شوق به پرواز
شب‌ها که سکوت است و سکوت است و سیاهی
امواج نوای تو، به من می‌رسد از دور
دریایی و من تشنۀ مهر تو، چو ماهی
وین شعله که با هر نفسم می‌جهد از جان
خوش می‌دهد از گرمی این شوق، گواهی
دیدار تو گر صبح ابد هم دهدم دست
من سرخوشم از لذت این چشم‌به‌راهی
ای عشق تو را دارم و دارای جهانم
همواره تویی، هرچه تو گویی و تو خواهی
امیدواریم این طرح مساله در پست‌های بعدی مورد بررسی قرار بگیرد.

صاد: البته بنده دقیقاً منظور شما رو متوجه نشدم که دقیقاً باید چه مسئله‌ای بیش‌‌تر توضیح داده شود؟
یه خورده بیش‌تر توضیح بدید.
۰۶ تیر ۹۱ ، ۲۲:۵۹ منتظرم آقا
یا اول
اللهم صل علی محمدوآل محمدوعجل فرجهم
سلام
به مناسبت جشن نیمه شعبان تصمیم گرفتیم هدیه ناقابلی تقدیم آقامون بکنیم...
"ختم سوره اسرا و ختم صلوات"
برای ثبت نام و جزئیات بیشتر به وبلاگمون سربزنید.
اللهم عجل لولیک الفرج
سلام علیکم
بدینوسیله از حضرتعالی دعوت میشود به عنوان یکی از اعضاء کانون فرهنگی رهپویان وصال شیراز ، حاصل قلم فرسایی های اینترنتیان را در سایت طلب وصل - متعلق به واحد طلاب کانون - نیز به نام خودتان درج نمایید .
برای این کار در صورت امکان در سایت ثبت نام نموده تا با نام کاربری دلخواه خود و نام نویسنده دلخواه خود مطالبتان انتشار یابد.
منتظر قدومتان هستیم
یا علی

صاد: خیلی ممنون. چشم.
شب شعر ولایی دارالولایه
با شعر خوانی شاعران آئینی قم و شاعران نوجوان اصفهان
پنجشنبه 8 تیر ماه ساعت 21
خ.باغ گلدسته بلوار هشت بهشت کوی شهید عقیلی تالار ادب
یا حبیب
سلام
این مطلب شما را گاها در خود و دیگران احساس کردم و به این نتیجه رسیده ام .
به نظر خواندن کتاب روشنایی علم حضرت آقا هم در این حوزه میتونه کمک کنه .
الیته من با این کلام که اول باید روی خودت کار فرهنگی کرد موافقم ولی این سوال برای من الان هست که افرادی که دارند کار فرهنگی می کنند و به این نتیجه رسیدن که باید بیشتر روی خودشون کار کنن ولی از طرف دیگر میترسن که اگر این امر را رها کرده و به خود سازی بپردازند ! چه بلایی سر کارهایی که انجام دادن و می خواهند بدهند میاید ؟

صاد: از معرفی کتاب ممنونم. جواب سوال‌تون اینه که اگر به این نتیجه رسیدن که باید رها کنند واقعاً باید رها کنند. هر بلایی هم که می‌خواهد سر آن کارها بیاید!
ما اول باید ببینیم اگر آن را رها نکنیم چه بلایی بر سر خودمان می‌آید؟!! یا اگر رها کنیم چه سودی نصیبمان می‌شود؟ کدام بیش‌تر می‌ارزد.
چسبیدن به آن یا به آن‌چه معصوم از ما خواسته؟
آیا می‌توان در مراحل ابتدایی کار فرهنگی روی خود، کار فرهنگی روی دیگران انجام داد؟!!
سلام. عالی.
حالا یک سئوال. این بزرگ شدن و ظرفیت پیدا کردن تا چه قدر باید ادامه پیدا کند و بعد فرد بگوید حالا دیگر بس است. حالا بروم دنبال کار فرهنگی ؟

صاد: تا موقعی که مؤمن، مسائل ابتدایی مورد نیاز خود را یاد بگیرد و ملکه‌ی خود کند.
اعتقادات، احکام، اخلاق، عبادات، یادگیری سیره‌ی معصوم علیه‌السلام.
در ادامه‌ی بحث ابتدائیات به این مباحث خواهم پرداخت انشاءالله.
ضمناً، کتاب استاد طاهرزاده را بخوانید به خیلی از سوالات‌تان جواب داده است.
سلام
اتفاق امشب می خواستم بیام بنویسم منتظر ابتداییات سوم هستیم!
.
جا داشت در این مورد خیلی بیش‌تر بنویسید.
آن‌که استاد طاهرزاده می‌گویند:
«آن‌گاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود»...

صاد: خیلی ممنون. اما همین مقدار هم که نوشتم ترسیدم بیان بهم بگن چه قدر طولانیه!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی