صاد

خانه‌ی مجازی محمدصادق کریمی

طبقه بندی موضوعی
جمعه, ۲۶ خرداد ۱۳۹۱، ۰۹:۵۰ ق.ظ

ابتدائیات/ دوم: تعیین هدف

می‌خواهی بروی کوه‌نوردی. چه کار می‌کنی؟

روز حرکت را مشخص می‌کنی، سعی می‌کنی آمادگی جسمانی پیدا کنی، وسایل مورد نظر را آماده می‌کنی. با یک راه بلد هم مشورت می‌کنی، بعد بلند می‌شوی و می‌روی.

پس، اول مقصد را در نظر گرفتی، بعد قصد کردی، بعد بار برداشتی، در یک راه مشخص شروع کردی به رفتن، و این‌که چگونه بروی را هم قبلاً پرسیده‌ای و رفته‌ای و رسیده‌ای به آن قله‌ای که قصدش را کرده بودی.

آقا زندگی همین است. برای کوه‌نوردی چه کردی؟ برای زندگی هم باید همین کار را انجام دهی.

اول قدم این است که هدف نهایی‌ات را مشخص کنی. باید چنان بزرگ باشد که سایه‌اش پهن شود روی تمام زندگی‌ات. باید در حکم یک قله باشد برایت. آن‌چنان که در راه هر گاه نگاهش کنی بگویی من می‌خواهم برسم به آن‌جا.

برای تعیین هدف نهایی خودت، باید هدف نهایی خدا از خلقتت را بدانی. درست؟ یعنی اول باید بدانی خدا برای چه تو را خلق کرد، بعد بگویی هدف نهایی من همان است که خدا می‌گوید/می‌خواهد.

برای این که این را دقیق بفهمی، قطعاً رجوع کن به کتاب «هدف خلقت» از حضرت آیت الله استاد سید ابوالحسن مهدوی.(روی نت گیرتان نمی آید، خیال‌تان راحت. برای تهیه با ناشرش تماس بگیرید. البته کسانی که عادت دارند چیزهای خوب را از دست بدهند، خب این کتاب را نخوانند!)1

عجالتاً انگار کن که هدف نهایی‌ات را گذاشتی سربازی حجت بن الحسن المهدی(علیه‌السلام). یا بنده‌ی خدا شدن؛ رسیدن به مقام عبدالله. یا، شهادت. یا...

بالاخره هر چه را انتخاب کردی، همه‌ی کارهایت در طول رسیدن به آن هدف نهایی‌ست.

قدم بعدی آن است که بدانی چه کار می‌خواهی بکنی. یعنی تکلیفت را با خودت مشخص کنی که آقاجان، من با این توانایی که دارم، با این استعداد و با این علاقه می‌خواهم این بشوم. در این مرحله دیگر نباید آرمانی فکر کنی. باید واقع‌بین باشی.

مثلاً، یک نفر فکر می‌کند که وجداناً من حوصله‌ی درس‌خواندن ندارم. علاقه هم ندارم. توانایی‌ام مثلاً در این است که مکانیک خوبی بشوم. علاقه هم زیاد دارم. استعدادش را هم دارم. می‌دانم هم که موفق می‌شوم. پس می‌روم دنبال مکانیکی.

یک نفر می‌گوید من آدمی هستم که می‌توانم بروم دنبال علم. توانایی و استعداد پیشرفت و علاقه‌اش را هم دارم. می‌خواهم عالم شوم. پس می‌روم دنبال علم.

یکی می‌گوید من استعدادم در نویسندگی است. علاقه‌ام و توانایی‌ام را هم در این عرصه می‌دانم. می‌روم دنبال نویسندگی...

پس تکیه‌ات در این مرحله باید بر روی علاقه، استعداد و توانایی شخصی خودت باشد.

(بعضی مواقع هست که آدم می‌گوید من دلم می‌خواهد این کار را کنم. این «دلم می‌خواهد» شاید همان قسمت علاقه باشد، ولی دو قسمت دیگر را هم باید در نظر بگیری.)

حالا در همین مرحله که تکلیف خودت را روشن کردی باید تطبیق بدهی با قله. یعنی آن کسی که می‌خواهد مکانیک شود باید بگوید که مثلاً من می‌خواهم سرباز امام زمان باشم. پس در مکانیکی باید اولا بنده‌ی خدا باشم و ثانیاً باید خودم را در این عرصه بکشم بالا و در این زمینه باید پیشرفت کنم و بشوم یک مکانیک خوب و فلان کار کنم و فلان خدمت و...

پس، هر عرصه‌ای را انتخاب کردی باید طبق قله‌ای که در نظر گرفتی بروی جلو و خودت را بکشانی بالا و پیشرفت کنی.

مثلا من می‌خواهم در عرصه‌ی پزشکی فعالیت کنم، پس در این عرصه با توجه به این که می‌خواهم سرباز حضرت ولی عصر باشم باید این کار را بکنم و این کار را و درسم این گونه باشد و باید به این‌جا برسم و در این قسمت مشغول به خدمت شوم، و در همه‌ی این مراحل من بنده‌ی خدایم.

برای بهتر تشخیص دادن این که من چگونه می‌توانم تکلیفم را روشن کنم و عرصه‌ام را پیدا کنم، بعد از خواندن کتاب هدف خلقت، خواندن کتاب «کلیدهای طلایی موفقیت شخصی»2 را پیشنهاد می‌کنم. چون کتاب را یک غربی نوشته، قاعدتاً در لابه‌لای آن بعضی حرف‌ها پیدا می‌شود که به مبانی دینی ما نمی‌خورد و شما قطعاً آن‌ها را تمییز خواهید داد، به خصوص این‌که اگر کتاب هدف خلقت را بخوانید و بعد آن را، صد البته تمییز خواهید داد. و البته وجود چند اشتباه کوچک، کلیت این کتاب کاربردی را زیر سوال نمی‌برد.

حالا کسی که مثلا انتخاب کرده سرباز حضرت ولی عصر شدن را، باید در هر مرحله‌ای حضرت ولی عصر را در نظر بگیرد که در این قسمت مثلاً حضرت می‌خواهد من چگونه باشم. یعنی باید در هر کاری و هر مرحله‌ای من بهترین باشم. و این‌چنین به پیش رود.

نکته‌ی بعدی این است که در طول پیمودن راه باید دائماً بازخوانی هدف صورت بگیرد. یعنی دائماً خودت را زیر نظر داشته باشی که آقا، ما قرار بود برسیم به آن قله. آیا داریم از راه درست می‌رویم؟ آیا اگر از این فرعی برویم زودتر می‌رسیم یا دیرتر یا توی سنگلاخ می‌افتیم و...

مسئله‌ی بعدی زمان‌بندی رسیدن به اهداف کوتاه‌مدت و بلندمدت است. یعنی بر اساس واقعیت زندگی، بنشینی و حساب کنی که ظرف فلان مدت می‌خواهم به این‌جا برسم. یعنی همین‌طوری برنداری بگویی من ده سال بعد باید دکتر شده باشم. نه! این‌که می‌گویی «ده سال»، «ده سال» را از کجا آوردی؟ باید بنشینی بر اساس واقعیت زندگی‌ات حساب کتاب کنی که مثلاً این‌قدر سال فلان جا میتوانم درس بخوانم و سالِ فلان تمام می‌شود و با این حساب من در بهترین حالتمثلاً 8 سال دیگر انشاءالله دکترا خواهم گرفت. بعد از آن می‌روم فلان جا و فلان کار می‌کنم و...

در راه، سوالات‌تان را از «مشاوران دینی آگاه» حتماً بپرسید. یعنی آن فرد باید دقیقاً این سه مؤلفه را داشته باشد: مشاور باشد، مبانی‌اش دینی باشد، آگاه باشد( مثلاً به زمانه و مسائل آن).

----------------------------------------------------------------------

 

1- هدف خلقت،سیدابوالحسن مهدوی، نشر محبّان، تلفن: ۰۳۱۱۲۲۶۲۰۷۰

2- کلیدهای طلایی موفقیت شخصی، پل هایدن، نشر جیحون، تلفن: 02166404532

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۱/۰۳/۲۶
محمدصادق کریمی

ابتدائیات

راه

زندگی

هدف

نظرات  (۶)

۳۰ دی ۹۳ ، ۲۳:۳۹ تشنه بادیه
سلام
اگر این قضیه روشن بشه آدم از سردرگمی میاد بیرون،فقط میمونه تشخیص تکلیف و اهم و مهم کردن که به نظرم مولفه های زیادی توش هست،به قول معروف تشخیص تکلیف از خود انجام تکلیف سخت تر شده،توی این بحث کتاب حرکت از استاد علی صفایی حائری و کتاب هدف حیات زمینی آدم از استاد طاهرزاده نکات خوبی دارند.
پاسخ:
سلام. حرف درستیه. بله، روی این کتاب ها هم دارم کار می کنم. ممنون.
سلام. گفتی واقعی بگو. همه اش خوب بود. فقط من قطعا آن کتاب کلیدهای طلایی را نمی خوانم. دلیلش را نمیدانم. ولی کلا نسبت به این مدل کتابها شدیدا آلرژی دارم و قطعا سراغشان نمی روم. اگر کتاب بهتری داری معرفی کن
مفید بود...ممنون.
از امروز رسما استعفا می دهم
دعوتید به صرف یه نق نق دوستانه!
از امروز رسما استعفا می دهم....
حوصله شنیدن نق نق داشتید حتما سر بزنید.
یا حبیب
سلام اخوی
بازم مطلبتون به جا و در حد استفاده من هست و میباشد .
همیشه به داشتن دوستی مثل شما افتخار می کنم .
همین

صاد: سلام. الحمدلله که قابل استفاده‌ست.
آقا شرمنده نکنید!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی