صاد

خانه‌ی مجازی محمدصادق کریمی

طبقه بندی موضوعی
يكشنبه, ۱۵ شهریور ۱۳۸۸، ۰۳:۱۳ ب.ظ

نفهمیدن مطالب زیر کار هر کسی نیست !

1- موجود زنده ، موجودی است که سلول های بدنش زنده است و سلول های بدن تا موقعی زنده اند که تغذیه شوند و موقعی تغذیه می شوند که آن موجود زنده غذا بخورد .

ولی یک موجود زنده قبل از این ها اگر « روح » نداشته باشد اصلاً موجود زنده نیست . موجود مرده هم نیست و موجود بی جان است . چون موجود مرده یعنی موجودی که قبلاً زنده بوده و بعداً مرده !

2- وقتی یک مسافرت می خواهی بروی ، قبل از آن کلی اطلاعات راجع به راه و بین راه و مقصد و محل اقامت و این جور چیزها کسب می کنی و بعد حرکت می کنی . بعضی هایش را هم توی راه می پرسی و پیش می روی . یعنی یک مشت « داده » دریافت می کنی و با این « دانستنی » ها راه را می روی تا به مقصودهایت برسی .

اگر این کار را نکنی چه می شود ؟ می روی گُم و گور می شوی ! توی راه هی گیج می زنی و یک تصمیماتی می گیری که بعداً سرت را به چپ و راست تکان می دهی و می گویی فلان جا اشتباه کردم . فلان راه را اشتباه رفتم . و هزار جور پشیمانی دیگر...

3- برو درس بخوان ، مدرک بگیر ، بعد کار پیدا کن ، بعد از آن هم صبح بلند شو صبحانه بخور و برو سر کار ، ظهر بیا خانه نهار بخور و بخواب ، عصر تا شب هم برو پی عشق و حال ، بعد هم شام بخور و بخواب . صبح بلند شو صبحانه بخور و برو سر کار ، ظهر...

ازدواج کن ، بچه دار شو ، صبح ها بلند شو صبحانه بخور و برو سر کار ، ظهر بیا خانه نهار بخور و بخواب ، عـ...

فردا ، پس فردا ، همین طور تا...بالاخره بمیری . تو قطعاً خواهی مُرد ، شک نکن !

4- هی بنشین این ور و آن ور لاف سخن بزن ، بدون آن که پُر باشی از دانستنی ها . هر جا بحث های اجتماعی ، دینی ، سیاسی پیش می آید و تو می خواهی داخل در این مباحث شوی ، می بینی هیچ چیز نداری . آخرش می نشینی به حرافی . و گفت : « پسته ی بی مغز چون لب وا کند رسوا شود ! »

 

حالا این ها به هم چه ربطی داشت ؟

ببین عزیز ! می خواهی « کتاب » نخوانی نخوان . کسی که مجبورت نکرده . به من نگو که تو هم داری حرف های کلیشه ای و تکراری می زنی .

قبول ، ولی حضرت ضد کلیشه ! حقیقت که تغییر نمی کند ، چه ما از آن بدمان بیاید ، چه نیاید . این را بدان که زندگی یعنی این که حرکت در یک « راه » برای رسیدن به مقصود ها و مقصد . برای حرکت رو به رشد و متعالی در این راه باید بصیرت داشته باشی ، سطح فکرت بالا باشد و از این جور حرف ها !

از مهم ترین ابزارها برای بصیرت یافتن و بالا بردن سطح فکر و دانسته ها ، کتاب خواندن است و هیچ چیز هم جای آن را نمی گیرد . بی خودی هم تلاش نکن . بدون کتاب خواندن توی این « راه » مشکل پیدا می کنی عزیز من . مطمئن باش ! ( مراجعه کن به مورد 2 )

وقتی دنبال بصیرت باشی ، دنبال بالا بردن سطح فکرت باشی ، دیگر گرفتار روزمره گی نمی شوی ( مراجعه کن به مورد 3 ) .

پسته ی بی مغز هم نمی شوی ( مورد 4 ) .

و آخرش هم می خواهم یک حرف کلیشه ای دیگر بزنم و خیلی هم خوب است که می خواهم این کار را بکنم !

آن هم این که ، زندگی یعنی « زنده گی » نه « مرده گی » .تو اگر غذا نخوری می میری . جسم یک غذا دارد ، روح هم یک غذا ، آقا و خانم موجود زنده ! ( مورد 1 )

می خواهم بگویم که...( البته بقیه ی این متن از بس کلیشه شده قابل نوشتن نیست ! )

 

. . .

 

شاید بخواهی بپرسی که خب ، آقای توصیه ! من می خواهم بخوانم ، ولی حوصله مطالعه ندارم . کو راهش ؟

من هم می گویم همه از داستان خواندن خوششان می آید . برو از اهلش بپرس که چه داستان هایی بخوانی که بهترین هست و جذاب ترین ، بنشین و آن ها را بخوان . می توانی از کم حجم ترین هایش شروع کنی که بهت بچسبد ، بعد یواش یواش بروی سراغ حجیم ها .

وقتی داستان خوان شدی ، یواش یواش برو سراغ موضوعاتی که دوست داری . مثلاً اگر فکر می کنی به تاریخ علاقه داری ، برو کتب تاریخی جذاب بخوان . یا اگر دینی ، همین طور .

خلاصه برو جلو ، این جاها نمان . تو خیلی بزرگی . یعنی شأنت بالاتر از این حرف هاست . این پائین مائین ها خبری نیست داداش . برو بالا .

 

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۸۸/۰۶/۱۵
محمدصادق کریمی

زندگی

کتاب

کتاب خوانی

نظرات  (۲۱)

۲۹ مهر ۸۸ ، ۰۹:۴۴ زخمی ترین فریاد
سلام . با با تو دیگه کی هستی .......... خیلی قشنگ نوشته بودید .
بارک الله حاجی ......حسابی حال دادی .
دمت گرم رفیق .
خیلی کیف کردم.
ای ول ......
به امید دیدار
با علی تا علی یا علی
سلام...امیدوارم حالت خوب باشه..
فعلان اومدم بگم با یه مسابقه ی تصویری آپم
سر فرصت آپ جدیدت رو میخونم و نظرم رو در اون باره حتما میگم
سلام
خدا قوت بابت مطالب زیبای وبلاگتون
با اجازه تون شما رو به پیوندهای وبلاگم اضافه کردم
خوشحال میشم اگه دوست داشتید شما هم این کار رو انجام بدید
سری هم به ما بزنید خوشحال میشیم
سلام
نیستین انگار!
منتظر شعریم
سلام
به طور اتفاقی و از طریق یه وبلاگ دیگه رسیدم به اینجا،چون چند تا وبلاگ دیگه هم باز بود همش رو سیو کردم و یکی یکی خوندم تا رسیدم به اینجا،تقریبا تمام مطالبی که توی این صفحه بود رو خوندم،در مورد پست حواست کجاست؟ میخواستم ازتون تشکر کنم، چون بعضی وقتها به دلم شک می افتاد! نه اینکه بگم شک می افتاد که کاش آقای موسوی رو انتخاب کرده بودم،هرگز! ولی شک داشتم که انتخابم در کل درست بود یا نه که حالا با حرفای شما دلم قرص شد!
و در مورد همین پستتون! اگر کسی بخواد که بره به قول شما بالا ولی کسی نباشه که راهنماییش بکنه باید چیکار کنه؟!
من کتاب میخونم ولی.... بین این همه کتاب می مونم که کدومش رو بخونم! چون کسی نیست بگه چه کتابی بهتره!
یه بار از آقای الهی قمشه ای میشنیدم که مغزتون رو بیهوده پر نکنید،بپرسید از افراد آگاه که چه کتابهایی خوبه و فقط اونها رو بخونید.
آخه ما عمر نوح هم داشته باشیم نمیتونیم تمام کتابها رو بخونیم!
حالا شما که این پست رو نوشتید کمک میکنید و راهنمایی؟
دوست دارم کتابهایی بخونم که من رو توی راهی که به خاطرش خدا من رو آورده زمین درست پیش برم، گیج نزنم و به قول شما بعدا سرم رو به چپ و راست تکون ندم و نگم مثلا اونجا رو اشتباه کردم و اینها.......
و اینکه ممنون و متشکرم زیــــــــــــاد........
یا حق
منم موافقم با حرف دوستمون رازگو که بهترین کتابایی رو که خودتون خوندین معرفی کنید لطفا.به بقیه دوستانتون تو بچه های کتابم این درخواست ما رو برسونید. توفیقتان روزافزون
شیرین تر از عسل لب ساقی کربلاست...
سلام صادق(با لحن خودت بخون)
خوبی صادق؟کجایی نیستی؟ دیگه انگار قم موندنی شدی؟!مشهدت جاتون خالی بود و نریشن هم...
با به روزم...
آسمانی باشید
یا علی مدد
سلام آخوند. اصلا همینکه تونستی یه مطلب به این بلندی بنویسی و من تا آخرش بخونم و لذت ببرم مال اینه که کتاب زیاد میخونه. نه؟؟؟؟
سلام...
دقیقاَ گرفتم چی شد...
تبلیغ مجله راه ؟
سلام
این سفره های نان و نمک بعد رفتنت....
با غزلی در انتظار نگاه مهربون شما هستم
سلام
ممنون از این یادآوری به جا
میشه چند تا از بهترین و تاثیرگذارترین کتاب هایی رو که مطالعه کردین معرفی کنید؟
پاینده باشید
۲۰ شهریور ۸۸ ، ۱۵:۳۷ یه مدیونه امام رضا
سلام
حرف راست که خب راسته ....نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چند تا سوال توی این وبلاگ مطرح شده.خواهشمندم جدایی از تعصبات به سوالات فکر کرده و جواب بدهید.
لطفا دیگران رو هم از این مطلب آگاه کنید.
اتفاقا زیادم کلیشه نبود,تاثیرگذار بود مثل بعضی موعظه ها که میشینی پاش و با اینکه مطلبا رو قبلنم شنیدی روحت زنده میشه...خوب شد اومدم امروز...خدا برکت بچه های کتاب رو افزون کناد.
سلام ..
آخر ما نفهمیدیم که کلیشه بخریم بخونیم .. بخونیم بعد کلیشه بخریم .. کتاب کلیشه ایی بخریم .. کلیشه ایی کتاب بخریم .. توصیه ی کلیشه ایی گوش بدیم ... کلیشه ایی توصیه گوش بدیم ... بزرگ شیم کلیشه بخریم .. کلیشه بخریم تا بزرگ شیم ..
راستی کلیشه کجا گیر می یاد ؟
راستی بچه های کتاب ، کلیشه هم دارند یا فقط کتاب ؟
یا علی مدد
یک آدمی که به فهم خودش شک کرد ...
سلام
فکر می کنم شما اصفهانی باشید درسته؟
۱۶ شهریور ۸۸ ، ۱۶:۲۹ سید محمد انجوی نژاد
سلام داداش . با همه نفهمیم یه کم فهمیدم . اشکال نداره !!!؟

صادق : استغفرلله !
بــــــــــــــله !
سلام
راست گفتی.
سعی می کنم بیشتر و البته منظم تر بخوانم
سلام وب خوبی دارید ! اگر مایل به تبتدل لینک هستید بفرما !

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی