صاد

خانه‌ی مجازی محمدصادق کریمی

طبقه بندی موضوعی
چهارشنبه, ۲۰ خرداد ۱۳۸۸، ۰۱:۴۴ ب.ظ

حواست کجاست ؟

اصلش این یادداشت را برای یک دوستی نوشتم ، دیدم خوب از آب در آمد ، گذاشتمش این جا استفاده کنید !

حواست کجاست ؟

بسم ا...

::. یک

هر که می خواهد حرکت کند ، اولاً باید بداند کجا ایستاده است و ثانیاً باید بداند کجا می خواهد برود ، وگر نه سر در گم است . پس برای رهایی از سردرگمی باید بفهمیم کجا ایستاده ایم و کجا می خواهیم برویم و برای رفتن و رسیدن به « آن جا » باید از چه راهی برویم . این یک مسئله ی واضحی است .

ما یک انسانیم . خب ، آیا دین هم داریم ؟ می گوییم : بله . چیست ؟ اسلام . آیا اسلام را می شناسیم ؟ بله .

اسلام یک دین جامع فردی و اجتماعی است که برای تمامی اعمال و رفتار فرد ( در قبال خود و در قبال جامعه ) برنامه دارد و این را هر مسلمانی تصدیق می کند . چرا ؟ چون هر مسلمانی می داند که یک سری احکام را باید رعایت کند که حکم خداست و این احکام هم فردی است و هم اجتماعی . مثل روزه ( فردی ) ، جهاد ( اجتماعی ) ، امر به معروف ( اجتماعی ) و...

دین یعنی مجموعه برنامه ای از طرف خدا برای رساندن انسان به مقصد درست . آن مقصد درست یعنی « سعادت » . پس برای رسیدن به سعادت ، دین باید در تمام مناسبات فردی و اجتماعی ما حضور داشته باشد . پس ما باید در تمام مسائل فردی و اجتماعی خود احکام خدا را رعایت کنیم .

قرآن می فرماید : « یا ایها الذین آمَنوا اِصبروا و صابروا و رابطوا و اتّقوا الله لعلکم تُفلِحون » ( آل عمران / 200 )

ای کسانی که ایمان آوده اید و حقانیت دستورات الهی را باور دارید ، در راه دینداری پایداری پیشه کنید و بقیه را نیز به پایداری توصیه کنید و رابطه و انسجام خود را با همدیگر حفظ نمایید و تقوای الهی پیشه کنید و حکم خدا را در تمام مناسبات زندگی بر نفس خود ترجیح دهید ، امید است که رستگار شوید و از مشکلات و بحران ها آزاد گردید .

پس اگر علاوه بر یک فرد ، یک جامعه هم بخواهد خوشبخت شود و به سعادت برسد باید در آن حکم خدا اجرا شود .

چه جامعه ای می تواند حکم خدا را پذیرا باشد ؟ جامعه ای که بستر پذیرش حکم خدا را داشته باشد . چه جامعه بستر پذیرش حکم خدا را دارد ؟ جامعه ای که افرادش بخواهند حکم خدا در آن اجرا شود .

پس آن جامعه که افرادش می خواهند حکم خدا در آن اجرا شود بستر پذیرش حکم خدا را دارد و جامعه ای که حکم خدا را پذیرا باشد جامعه ی سعادتمندی خواهد بود ، و به این می گویند « جامعه ی اسلامی » . جامعه ای که « الله » بر آن حاکم است و رهبری آن را نماینده ی « الله » روی زمین عهده دار است ؛ یعنی معصوم ( علیه السلام ) .

این جامعه را خود مردم و به رهبری معصوم ( علیه السلام ) باید به وجود بیاورند وگر نه خداوند در قرآن به ما گوشزد می کند که :

« ان الله لا یغیّرُ ما بقوم ٍ سوءًا فلا مَرَدّ له و ما لهم من دونه من وال ٍ » ( رعد / 11 )

و خدا با آن همه مهربانی به خلق حال هیچ قومی را دگرگون نخواهئ کرد تا زمانی که خود آن قوم حالشان را تغییر دهند و از بدی به نیکی بشتابند و هرگاه خدا اراده کند که قومی را به به بدی اعمالش عقاب کند هیچ راه دفاعی نداشته و هیچ کس را جز خدا یارای آن که آن بلا را بگرداند نیست .

نهایتاً در آن جامعه است که عدالت برپا می شود .

در زمان ما که نماینده ی الله روی زمین غائب از نظراند ( والبته حاضر هستند ) و همانا مهدی موعود ( عجل الله تعالی فرجه الشریف ) می باشند ، ما موظف هستیم طبق دستور امام زمان ( عج ) به مراجع مراجعه کنیم . ئر اوضاع تکلیف شرعی به ئنبال مراجع برویم و در امر سیاسی و حکومتی به دنبال ولی فقیه .

ولایت فقیه هم به آن معنا نیست که یک فردی بر جامعه اسلامی حاکم است ، بلکه فقیهی که می تواند حکم خدا را از متون اسلامی استخراج کند باید بر جامعه حاکم باشد . و به همین جهت مردم مسلمان به دنبال فقیه می روند تا از این طریق روشن کنند نمی خواهند نظر یک فرد یا یک حزب بر جامعه حاکم باشد ؛ کسی را می خواهند که بتواند حکم خدا را کشف کند و آن را حاکم نماید .

ولایت فقیه ، ولایت مُطلقه است نه مقیده . اگر سخن فقیه حکایت از آن دارد که حکم خدا را اظهار می دارد ، دیگر مقید بودنش معنا ندارد . اگر حرف ، حرف خداست ، معلوم است که بدون هیچ قیدی باید آن را پذیرفت . مثل این که خداوند از طریق رسولش فرموده نماز صبح دو رکعت است و ما هم بدون هیچ قیدی آن را پذیرفته ایم . اگر فقیه حرف خودش را بگوید ، که مثل سایر افراد باید با آن تعامل کرد.

مثل این که می فرمایند : من هم یک رأی دارم . ولی اگر فقیه حکم خدا را می گوید مگر می شود آن را مقید کرد ؟

این بدین معنی است که شما بعضی از دستورات الهی را عمل کنید و بعضی را عمل نکنید .

 

::. دو

 

انقلاب اسلامی به وجود آمد و یک بستری شد که حکم خدا بر جامعه حاکم شود . یعنی یک قومی به پا خواستند و گفتند ما می خواهیم حالمان دگرگون شود و اقدام کردند . چون اقدام کردند خدا طبق وعده ای که داده بود کمکشان کرد و قومی که خواستار « جامعه ی اسلامی » شدند به رهبری ولی فقیه زمان به پیروزی رسیدند . ولی فقیهی که حکم خدا را حاکم بر جامعه می کند و فطرت هر انسانی تصدیق می کند که حاکمیت حکم خدا مطلوب تر از حاکمیت امیال حاکمان است . پس انقلاب اسلامی را به جهت بستر حاکمیت حکم خدا بر جامعه یک « موجود » مبارکی می دانیم .

با توجه به این که خدا باید بر جامعه ی ما حکومت کند ، وقتی این انقلاب می ماند که مردم متدین به دین خدا شوند و حکم خدا از طرف حاکمان و مردم در جامعه جاری گردد . یعنی انقلاب اسلامی که نمونه ای از جامعه ی اسلامی است ، بستری است برای حاکمیت حکم خدا بر جامعه و افراد . یعنی بستری برای حاکمیت اسلام و گسترش آن . پس حفظ انقلاب اسلامی می شود یک وظیفه ی شرعی . چون اگر کسی بخواهد به انقلاب اسلامی ضربه بزند ، یعنی می خواهد به اسلام ضربه بزند . اگر کسی بخواهد به اسلام ضربه بزند و ما در آن حدی که توان داریم جلوی آن را نگیریم و سکوت کنیم ، یعنی با ضربه زدن او به اسلام موافقیم ، پس بر شعبه ای از نفاقیم !

پس آن هایی که با این انقلاب و این جامعه دشمن اند  ، با اسلام دشمن اند .

در رأس دشمنان اسلام آمریکا ، اسرائیل و انگلیس را مشاهده می کنیم . آن ها مخالف اسلام اجتماعی اند ؛ وگر نه با اسلام فردی کاری ندارند . می گویند شما یک گوشه ای عبادتت را بکن . بنشین خلال و حرام کن ولی کاری به جامعه نداشته باش . دینت از سیاستت جدا باشد .

انقلاب اسلامی دوران گذر از غرب ِ منقطع شده از خدا ، به سوی نظام بقیة اللهی است که از طریق واسطه ی فیض الهی ، تمام مناسبات  سیاسی اجتماعی مدیریت می شود ، و همین امر است که می گوییم انقلاب اسلامی می تواند به بشریت امید دهد  و راه ادامه ی حیات را به او بنمایاند . بستری است تا انسان هایی که می خواهند متعالی شوند شرایط برایشان فراهم باشد ، و آن هایی هم که می خواهند زندگی شان را در همین دنیا خلاصه کنند ، تا زمانی که مقابل انقلاب قرار ندارند و تظاهر به فسق و فجور نمی کنند، هر کاری که می خواهند بکنند .

این انقلاب ، جواب تمنای بشر مهیای حکومت حق است و نباید به این انقلاب نگاهی مقطعی انداخت . از طریق انقلاب اسلامی زمینه ی ظهور حجت خدا (ع) آماده شد . هنر ما این است که با شناخت چنین موقعیتی و حفظ آن ، و تلاش برای رسیدن با اهداف عالیه ی آن به غیبت امام پایان دهیم و خود نیز از سرگردانی تاریخی نجات یابیم .

حال اگر کسی بگوید « اللهم عجل لولیک الفرج » و در بطن قضیه ، دانسته یا ندانسته ، با عمل خود چه مستقیم چه غیر مستقیم بخواهد به انقلاب اسلامی ضربه بزند ، دعای او در پیشگاه حضرت حق لطیفه ای بیش نیست و خود را به سُخره گرفته است !

 

::. سه

 

ما هر کاری که انجام دهیم بازخواست می شویم . در این شکی نیست . هر کاری...

همه می دانیم که معادی هست و روزی هست و حسابی ، و از هر کسی هر کاری انجام داده است ، از کوچک ترین کارها تا بزرگترین و سرنوشت سازترین کارها بازخواست می کنند . هیچ انکاری در این نیست . حداقل برای مسلمانان این امر روشن است .

از طرفی هم می دانیم که ما دائماً در این دنیا داریم آزمایش می شویم و باید امتحان پس بدهیم . امتحان سنت الهی است .

« اَحَسِبَ الناسُ ان یُترَکوا ان یقولوا ءامَنّا و هم لا یُفتنون ( ؟ ) » ( عنکبوت / 2 )

آیا مردم چنین پنداشتند که به صِرف این که گفتند ما ایمان به خدا آورده ایم رهاشان کنند و بر این دعوی هیچ امتحانشان نکنند ؟

( هرگز چنین نیست ! )

و تا به حال به این نتیجه رسیده ایم که صحنه ی انتخابات یکی از صحنه های بزرگ امتحان الهی است . چرا ؟ چون مردم می خواهند مسئول دولت جامعه ی اسلای را انتخاب کنند و با این انتخاب پیامی را به ولی فقیه و در نهایت امام زمان (عج) و به خدا اعلام کنند و آن این که ببینید ما چه کسی را دوست داشتیم مسئول دولت جامعه ی اسلامی بشود و بر طبق این انتخاب ، خدا و امام زمان(عج)  جامعه را کمک و هدایت می کنند .

رهبری عظیم الشأن انقلاب ، ولی فقیه زمان ، بارها ملاک های انتخاب فرد اصلح را بیان کرده اند . اخیراً در کردستان در بین این که ما چه ملاک هایی  را باید برای انتخاب مورد توجه قرار بدهیم فرمودند : " کسی باشد وفادار به آرمان های امام و انقلاب ، مدیر باشد ، مدبر باشد ، شجاع باشد ، نترس باشد ، ساده زیست باشد ، مردمی باشد ، به فکر مردم باشد . "

این ملاک ها که رهبری دادند بینی بین الله یک نگاه بیاندازیم ببینیم این ملا ها به کی دارد می خورد . رهبری روی کسی دست نگذاشتند ، به دست ما ملاک دادند . این مائیم که با این چراغی که رهبری به دست ما دادند باید برویم و ببینیم این ملاک ها بر چه کسی صادق است و او را انتخاب کنیم . قیامت هم جواب داریم که خدایا در زمان غیبت ما مکلف بودیم از رهبری اطاعت کنیم ، رهبری این خط را به ما دادند ، ما بینی بین الله در این فرد این ملاک ها را یافتیم .

سربلند از این امتحان بیرون بیاییم !

 

::. چهار

 

1- یک ضرب المثل درستی هست که می گوید « تو اول بگو با کیان زیستی ؟ / پس آن گه بگویم که تو کیستی » .

شما ببینید با فلان نامزد انتخاباتی چه کسانی نشست و برخاست می کنند ؟ اکثریت ِ طرفدار ِ فلان نامزد چه کسانی هستند ، چه جور آدم هایی هستند . بعد متوجه می شوید خود ِ آن نامزد چه جور آدمی است و طرفدار چه تفکری است ؟

آدم وقتی منصفانه قضاوت کند می فهمد که طرفدار فلان نامزد بیشتر چه کسانی هستند و چه ویژگی هایی دارند . و باید از خود پرسید که آن طرفداران با این ویژگی ها ، چه دیده اند از این نامزد که دارند دُور او جمع می شوند .

2- ما باید کاری کنیم که دشمن به ما طمع نکند . یک سؤالی از آقای اوباما کردند که هر کس بصیرت داشته باشد می فهمد که پاسخ او اهانت بود به ملت ایران . پرسیدند نظرت در مورد ایران چیست ؟ گفت : ما صبر می کنیم تا ببینیم در انتخابات ایران چه کسی بالا می آید ؟ معنای این حرف چیست ؟ یعنی اگر کسی آمد که در مقابل ما است ما یک جور حرف می زنیم ، ولی اگر کسی آمد که از ما می ترسید و در مقابل ما نرمش نشان داد ، پس ما اهدافمان را در او پیدا می کنیم و حرف هایمان را تنظیم می کنیم .

یک کاری باید کرد که دشمن نا امید را نا امیدتر کرد .

باید دید کدام دسته از نامزدها اشدّاء علی الکفار اند ؟ چه کسانی در این ستاد هستند و چه کسصانی در آن ستاد ؟ این طرفی ها چه شعارهایی می دهند و آن طرفی ها چه شعارهایی ؟

به دلتان یک نگاه بیاندازید ببینید دنیا دلش می خواهد چه کسی بیاید و چه کسی نیاید .

بر فرض ، من اگر موقعی بخواهم رئیس جمهور بشوم و ببینم دشمن به من نظر دارد که اگر بیایم او خوشحال می شود ، در من اگر ذره ای دین باشد باید کنار بیایم و دشمن را خوشحال نکنم . امام (ره) فرمود : " از زمانی بترسید که دشمن ها از شما اظهار رضایت کنند ، از شما تعریف کنند ، دنبال شما باشند ! "

 ::. پنج

 همه ی دنیا می دانند که آقای احمدی نژاد چه طور در مقابل دشمنان ، در مقابل آمریکا و خواسته هایش ایستاد و « نه » گفت . این را هیچ کس نمی تواند انکار کند .

حالا مشاهده می کنیم که غرب از روی کار آمدن چه کسی می ترسد ! برای این که سیاستی که ایشان به کار برده و خواهند برد دشمنان را از تحقق اهدافشان در ایران و جهان مأیوس کرده و خواهد کرد . و ببینید که چه کسی می گوید سیاست ما باید در مقابل آنان سیاست نرمش باشد . ببینید چه کسانی از آقای موسوی حمایت می کنند و نسبت حامیان او با غرب در طول دوران های گذشته چه نسبتی است !

چرا غربی ها از اصلاحات حمایت می کنند و علت حمایت گروه های مطرود و فرقه ی بهائیت از مهندس موسوی چیست ؟

آیا یک فرد انقلابی باید کارش به جایی برسد که دیگر بهایی ها هم در او طمع کنند و تحقق اهدافشان را در او ببینند ؟

چند مورد از نقطه نظرات غرب را نسبت به آقای احمدی نژاد مرور می کنیم :

1-      نیویورک تایمز : گذشت زمان نشان داده که رئیس جمهوری ایران ، سیاستمدار باهوشی است و توانسته از فشار علیه تهران برای ایجاد یک جبهه ی واحد علیه سیاست های غرب استفاده کند .

2-      نیویورک تایمز با هشدار به غرب نوشت : غرب باید مراقب چنین رئیس جمهوری باشد . چرا که روز به روز در ایران محبوب تر می شود .

3-      مشاور ارشد شارون در گفتگو با تلویزیون اسرائیل : " اظهارات اخر رئیس جمهور ایران در مورد اسرائیل به شارون فشار زیادی وارد کرده و باعث سکته ی مغزی وی شد . "

4-      هفته نامه ی آمریکایی تایم نوشت : اگر آمریکا خوش شانس باشد ، احمدی نژاد در انتخابات ایران شکست می خورد .

5-      وزیر خارجه فرانسه در گفتگو با شبکه سی . ان . ان . با بیان این که از تحرک مخالفان دولت احمدی نژاد بسیار خوشحال است گفت : " آرزوی غرب ، پیروزی مخالفان احمدی نژاد در انتخابات آینده است ، البته من می دانم که این یک رؤیاست . "

6-      شبکه خبری گایسن : پیروزی احمدی نژاد به اندازه ی پیروزی حزب الله لبنان برای آمریکا و اسرائیل دردناک است .

7-      تایمز آنلاین : تنها راه توقف برنامه هسته ای ایران ، شکست اخمدی نژاد است .

8-      ها آرتص خبر داد : وزارت خارجه رژیم صهیونیستی دستور تبلیغات علیه احمدی نژاد را صادر کرد .

9-      کوشنر ،  وزیر امور خارجه فرانسه : " خواسته صریح غرب در انتخابات آینده ایران هر کس ، جز احمدی نژاد است ."

 

مگر امام(ره)  نگفت که ما باید آن روز که دشمن از ما تعریف می کند ناراحت باشیم و ببینیم اشکال کارمان کجاست و آن روز که ناراحت است خوشحال باشیم و بدانیم که کارمان را درست انجام داده ایم !

مگر نگفت که در نظر داشته باشید هدف اصلی انتخابات در نهایت حفظ اسلام است !

ببینیم با رأی به چه کسی اسلام حفظ می شود ؟

یادمان باشد که ما داریم امتحان می شویم . ما از هر کاری که انجام دهیم بازخواست می شویم . والله همین برگه ای را که در صندوق انداختی روز قیامت بیرون می آورند و می پرسند فلانی چی داشت که به او رأی دادی ؟ تو باید در پیشگاه الهی بتوانی از آن دفاع کنی!

ما باید رأیی بدهیم که مرضیّ حجت خدا(ع) باشد .

::. شش

ما می گوییم به آقای احمدی نژاد رأی می دهیم . ما نمی گوییم ایشان هرکاری انجام داده است درست بوده . انتقاد به دولت و ایشان هست . ولی می گوییم : ایشان می خواهد واقعاً کار کند ، در حد توانش هم واقعاً کار کرده ، و رهبری هم چه قدر از ایشان و دولت ایشان وشعارهایشان حمایت کرده است . حمایت های بی سابقه .

ما خط مان را از رهبر معظم انقلاب می گیریم .

 یا حق !

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۸۸/۰۳/۲۰
محمدصادق کریمی

انتخابات

نظرات  (۷)

۰۹ تیر ۸۸ ، ۰۱:۵۷ سید محمد انجوی نژاد
سلام . تقریبا کامل و جامع بود . ممنون . یا علی
1)اونقدر مطلب زیاده که کسی زیاد نمی خونه و ...
2)نمی خواین این وبو به روز کنین
3)جلسه شعرم که....
4)وبلاگم تازه متولد شده خوشحال می شم یه سری بزنین
(راستی آبیو که از یاد نبردی؟)
۰۴ تیر ۸۸ ، ۱۱:۰۶ بهارنارنج
سلام
بااینکه بعد از انتخابات خوندم
ولی جالب بود
یا زهرا(س)
سلام بر24 میلیون انسان شریف و 40 ملیون انقلابی!!
احمدی نژاد یک مرد است ... یک مرد بزرگ ... درود خداوند بر مجاهد فی سبیل الله محمود احمدی نژاد ... ما به این رئیس جمهور مکتبی افتخار می کنیم نه به زالوصفتان و مرفهان بی درد و دزدانی که شکم خود را از حرام پر کرده اند ...
ممنون. آراممان کردید.
الله اکبر...الله اکبر...الله اکبر.
آسمانی...
سلام
کمی دلم برای آقای رضایی می سوزد!!! هیچ کس جدی نمی گیردش!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی