صاد

خانه‌ی مجازی محمدصادق کریمی

طبقه بندی موضوعی
جمعه, ۱۷ خرداد ۱۳۸۷، ۰۳:۳۲ ق.ظ

رفتن های غریب...

1- این جمله را بخوان : « پدر چشم انتظار درگذشت...» . چطور خواندی ؟ کاما را بعد از « پدر » گذاشتی یا بعد از « انتظار » ؟ البته فرقی ندارد که تو کاما را کجا گذاشته باشی ؛ که اگر بعد از « پدر » بگذاری ، باید روی واژه ی « پدر » تأمل کنی ، و به یاد بیاوری خیلی چیزها را . مثل...درد . مثل...انتظار؟! و اگر بعد از « انتظار » بگذاری ، باید روی « چشم انتظار » تأمل کنی ، و به یاد بیاوری خیلی چیزها را ، و احساس کنی خیلی چیزها را در وجودت ؛ مثل...انتظار . مثل...درد .

و البته باید بگویم که پدر حاج احمد متوسلیان ، درگذشت... . چشم انتظار...

یاد شعری می افتم :     

                 به حق ِ یا محمد ، یا محمد  /  توسل کن بیاید حاج احمد...

http://www.ketabnews.com/detail-7735-fa-1.html

2- « آری گالان به اعتبار خشونتش گالان بود و سولماز به اعتبار غرورش سولماز.هر دو خیره سر.هر دو رامش ناپذیر.هر دو سرکش و بی پروا.عشق ملایمت ناپذیر آنها به هم از چشمه ی انحلال یکی به دیگری آب نمی خورد از دریای تضاد می جوشید. از تقابل از درگیری. از مواجه و مقاومت. کارشان شکستن هم بود و نوساختن هم.و شاید به همین سبب بودکه هرگز این عشق فروکش نکرد.تحلیل نرفت به پایان نرسید.سهل است چون آتشی که در آن بدمند دمادم بر حرارتش افزوده می شود و روز به روز شعله ور تر و سوزنده تر:و آن دو برای هم چون دو جام آب خنک بودند و تشنه ی جاوید:چشاندنی و رمیدنی.نوشاندنی و پس کشیدنی... »

محشر است قلم « نادر ابراهیمی » . یا شاید هم باید گفت : محشر بود...؟!

« آتش بدون دود » یک رمان ِ 7 جلدی بسیار زیبا است که همه چیز دارد . عشق ، مبارزه ، تاریخ...

و کلمه ی « من ِ او » را امیرخانی از آن جا کِش رفته است . او استاد امیرخانی هســ...بود !

نادر ابراهیمی هم امروز رفت...

می خواستم بگویم : استاد ! قرار بود بیایم خدمتتان و یک فیلم ِ مستند از زندگی تان بسازم . یک مصاحبه ی کوچکی و...دریغ !

استاد ! حالا نیستی که کتاب ِ « سه دیدار » َت را ، همان کتاب ِ سه جلدی درباره ی امام(ره) را بیاییم از خودت بگیریم . چون خیلی وقت است که چاپ نشده . چون دست هایی نگذاشتند مردم بفهمند شما در نوفل لوشاتوی پاریس کنار امام بودی و خیلی چیزها را از آن روزها نوشتی...

کتاب « سه دیدار » ، یک داستان سه جلدی است از زندگی و مبارزات امام . بسیار زیبا . اما جلد اولش را گُم و گور کردند و جلد سومش را هم نگذاشتند چاپ شود . تنها اگر خوش شانس باشی ، جلد دومش را می یابی .

خیلی به نادر ابراهیمی جفا شد . و چرا خیلی ها نباید می شناختندش ؟ نباید بشناسندش ؟

ولش کن . ما جماعت مُرده پرست را چه به این حرف ها ؟

http://www.ketabnews.com/detail-7734-fa-1.html

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۸۷/۰۳/۱۷
محمدصادق کریمی

نظرات  (۱۰)

یعنی چه که کش رفته است؟! من او ماندگارترین رمان ایرانی است. به گمان من اصل اصل. مثل خود امیرخانی
سلام.
علاوه بر شعر, زیبا هم می نویسید.
در نتیجه: با اجازه لینکتان دادیم.
موفق باشید در پناه حضرت حق
یاعلی
قسمت این طوریه دیگه!!
متاثر کننده است جدا...
تا از بعد از دبیرستان اخیرا با آقای ابراهیمی آشناتر شدم ایشون هم رفتن رو بر موندن ترجیح دادند...
تا خدا چی بخواد!!!
مثل رفتن قیصر ، دردناک بود و حسرت برانگیز ... !!! نویسنده محبوب مــــن!
۱۸ خرداد ۸۷ ، ۰۴:۲۹ »« روابط عمومی مسابقه ریحانه عشق »«
با عرض سلام و عرض احترام خدمت شما دوست معزز جناب آقای کریمی
وبلاگ حاج حمید برگزار می کند:
«»«»« مسابقه فرهنگی ریحانه ی عشق همراه با جوایز متنوع »«»«»
به همین بهانه خدمت رسیدیم تا از شما جهت شرکت در این مسابقه دعوت به عمل آوریم. انشاءلله شاهد حضورتان در جمع شرکت کنندگان باشیم. جهت کسب اطلاعات بیشتر به آدرس لینک شده مراجعه فرمائید.
ضمناً موجب امتنان خواهد بود چنانچه لوگوی مسابقه را در وبلاگ خود قرار داده تا علاوه بر حمایت معنوی از این مسابقه، ما را در امر اطلاع رسانی و هر چه با شکوه تر برگزار شدن این مسابقه یاری فرمائید.
فاطمی باشید و فاطمی بدرخشید.
این یک مرض است یاشا! حرف زدن در خواب، و حتی راه رفتن و عمل کردن در خواب. مرض خطرناکی است که خیلی ها به آن مبتلا هستند. (از زبان آلنی اوجا به یاشا، از شخصیت های آتش بدون دود)
سلام .
عجبببب !
و هم عجب به کش رفتن های امیرخانی !
انا لله و انا الیه راجعون
من که خیلی اهل ادب و شعور و کلا این چیزا نیستم و طبیعتا نمی بایست میشناختم ایشون رو. ولی شماها که اهل کمالات و ادبیات و ... هستید، وقتی بگید کسی ایشون رو نمیشناخت یه خورده درد آورده..
انشالله که در عالم بالا بشناسنش
ارادت حاجی
سلام. منم نمیدونم چرا این مدت اسمی ازش نبوده. خیلی مسخره است
۱۷ خرداد ۸۷ ، ۰۳:۴۲ زخمه ارغنون
سلام. به خودمون تسلیت می گم.
مایی که هنوز چشممون به انتهای افق خیره مانده.
به بازدید ما هم بیایید.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی