صاد

خانه‌ی مجازی محمدصادق کریمی

طبقه بندی موضوعی
چهارشنبه, ۱۹ آذر ۱۳۹۳، ۱۲:۳۲ ق.ظ

درس

کلاسی که ساعت دو بعد از ظهر تشکیل شود، بیش تر کلاسِ خواب است تا کلاس درس. استاد داشت درباره ی کِبر و غرور حرف می زد. رسید به داستانی که «حیوانی خواست از جوی آبی بپرد، عکس خود را در آب دید و ایستاد. نرفت. نتوانست که از عکس خودش دل بکند. می دانست که باید برود، اما نمی توانست. لاجرم پای در آب زد تا گِل آلود شد، آن گاه پرید و رفت...»
گفتم: «عجب حیوان با معرفتی!»
استاد هم چنان گفت و گفت و ما تنها به داستان ها که می رسید چشم و گوش مان باز می شد. داستان که تمام می شد و می رفت توی بحث، دوباره دهان دره بود و چشم های خمار! بعد از مدتی، طوری که اطرافیانم بشنوند گفتم: «ما از این کلاس نتیجه می گیریم که وقتی خواستیم از جوی آبی بپریم، باید گِل آلودش کنیم، وگرنه باید معطّل بمانیم!». تا جمله ام تمام شد، کلاس هم تمام شد.
دوستان رو به من گفتند: «جناب کریمی، خدا پدرت را بیامرزد. خُب زودتر نتیجه را می گفتی راحت مان می کردی!»

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۳/۰۹/۱۹
محمدصادق کریمی

حکایت

نظرات  (۶)

سلام
آقا حالا خواننده خاموش بودنمون باعث نشه حقمونو بخورید!!
ما درسته نظر نمیدیم ولی هستیم و مفید میخونیم البته اگه انشاالله مفید نویسی تون با قوت بیشتر ادامه پیدا کنه!
مخصوصا ابتدائیات(البته میتونه خیلی بهتر بشه ولی همین جوریشم (کار) مارو راه میندازه)
پاسخ:
سلام. ارادتمند. نظر لطف شماست.
۱۴ دی ۹۳ ، ۱۴:۵۲ امید رجایی
اینجا چه بیتره ....
ارادت داریم ...
نسبت به صوبت عباس که مفید ننویسی هم موافقم ...

۳۰ آذر ۹۳ ، ۱۹:۴۹ سیدعلی علوی
سلام برادر
به به ! بلاگ!
قمم حاجی!
۳۰ آذر ۹۳ ، ۱۴:۳۳ سیدعباس حقایقی
علیک سلام
عه. بلاگی شدی؟
پاسخ:
دیگه کاریه که از دستمون بر می اومد!
از این چیزا بیشتر بنویس. چرا میخوای هی مفید باشی؟
پاسخ:
برای درد و دل تو مفید نیست کسی
وگرنه نامه برای مفید می آید...
لایک صادق لاییییییییییییییککککککککککککک!
پاسخ:
ممنونم!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی