صاد

خانه‌ی مجازی محمدصادق کریمی

طبقه بندی موضوعی

۵۱ مطلب با موضوع «یادداشت‌ها» ثبت شده است

از زمانی که علاقه به کتاب خواندن پیدا کردم، علاقه به کتاب خریدن هم پیدا کردم. رفته رفته این علاقه‌ی کتاب خریدن بیش‌تر شد. تا جایی که هر کتابی را که دوست داشتم، فوراً می‌خریدم و نمی‌توانستم خودم را کنترل کنم و بگویم: «بعداً». بعد از مدتی، دیدم کتاب‌هایم آن‌قدر زیاد شده اند که تا چند سال باید تمام وقتم را صرف خواندن همین‌ها کنم، تا شاید بتوانم همه را بخوانم. فکر کردم چرا این طور شد؟ واقعاً کتاب می‌خریدم برای خواندن. واقعاً هم کتاب‌هایی را که نیاز داشتم می‌خریدم. یعنی در حال حاضر، کتابی ندارم که به آن نیازی نداشته باشم، مگر بعضی کتاب‌ها که به من هدیه داده اند.

فکر کردم و فهمیدم که بله، در میان شهوات، شهوتی است به نام کتاب خریدن!

چیزی که مدتی باعث لذت بردن می‌شود، اما بعد از چند وقت، چیزی جز حسرت و زحمت ندارد. حسرتِ این‌که بالاخره چه زمانی می‌خوانیش و زحمتش مال موقعی است که باید جایی برای‌شان پیدا کنی در یک خانه‌ی مثلاً  هشتاد متری، یا موقع اثاث کشی، این بارِ سنگین را با خود به این طرف و آن طرف بکشانی.

راه غلبه بر این شهوت چیست؟ یا بگویید راه کنترل آن چیست؟ یا بفرمایید که راه آسودگی از آن کدام است؟

من خود به پاسخ این سؤال عمل کرده ام و حالا، برای شما می‌گویم که:

اولاً بروید و عضو کتابخانه شوید.

یعنی چه که تا کتابی را می بینیم، فوراً می‌خریم؟ کتاب خوب را هر جا دیدید، به خودتان بگویید: «آرام! آرام باش ببینم چه کار می‌توانم بکنم؟» بعد از گفتن این جمله به خود، نام کتاب را یادداشت کنید؛ توی گوشی موبایل‌تان. والّا این گوشی‌های کلاسیک هم قابلیت یادداشت برداری را دارد، چه رسد به تلفن‌های هوشمند. گوشی‌های هوشمند هم خودشان برنامه برای یادداشت برداری دارند. حالا اگر خواستید یک دفترچه یادداشت الکترونیکی داشته باشید که اگر خدای ناخواسته گوشی‌تان گم شد، یا خراب شد و یا هربلایی سرش آمد، پاک نشود، بروید google keep را نصب کنید و حالش را ببرید. گرچه یک برنامه‌ی اندرویدی هم هست برای یادداشت کردن مشخصات کتاب که از کافه بازار می‌توانید دانلود کنید.

بعد از یادداشت کردن مشخصات کتاب، بروید در سایت www.lib.ir و در قسمت جستجوی پیشرفته،ببینید این کتاب، در کتابخانه ای که عضو هستید یافت می‌شود یا نه؟ تازه چه اشکالی دارد؟ بروید و در شهری که هستید، عضو چند کتابخانه شوید، نه یکی.

اگر بود، که الحمدلله، بروید و از کتابخانه امانت بگیرید. در طول مدت امانت هم اگر نتوانستید تمامش کنید، شماره تماس کتابخانه تان را داشته باشید تا تلفنی بتوانید مهلتش را تمدید کنید.

اگر هم که امانت نمی‌دادند و تنها مخصوص تالار قفسه باز بود، خب یک وقتی را بگذارید و بروید توی همان کتابخانه، مطالعه اش کنید. بالاخره که می‌خواهید یک وقتی برای مطالعه اش بگذارید!

اگر جزء کتاب هایی بود که باید زیرش خط می‌کشیدید و از این حرف‌ها، اشتباه نکنید. نگویید آهان، این از آن کتاب‌هاست، پس باید بخرم. نه. همان کتاب را هم، یک بار بدون خط کشیدن و این‌ها، راحت تا آخر بخوانید. یک دور فقط دست بگیرید و بخوانید و لذتش را ببرید. بفهمید چه می‌خواهد بگوید. خط کشیدن و یادداشت برداری و حاشیه نویسی را بگذارید برای دور دوم مطالعه‌ی آن.

حالا اگر نیاز دارید که یک بار دیگر با خط کشیدن و یادداشت برداری بخوانیدش و دیگر هیچ راهی ندارید، بروید و با خیال راحت بخریدش.

حالا اگر حوصله ی کتابخانه و امانت گرفتن و این ها را ندارید - که البته خیلی بد است که ندارید. خدا کند آدم بخواهد کتاب بخواند! - ، بروید سراغ کتاب‌های الکترونیکی.

این کتاب‌های الکترونیکی چندتا مزیّت دارد. یکی این که با سی درصد، پنجاه درصد، هشتاد درصد تخفیف به فروش می‌رسند. دوماً این‌که همیشه همراه‌تان است در گوشی هوشمندتان. گوشی هوشمند هم نداشته باشید، روی رایانه‌تان می‌توانید مطالعه کنید. سوماً این که جایی اشغال نمی‌کنند؛ نه در خانه‌ی مثلاً هشتاد متری، و نه در اثاث کشی‌ها و جا به جایی‌ها باعث زحمت می‌شوند. تازه، هزاران کتاب را می‌توانید در یک دستگاه کوچک جا دهید.

حالت مطالعه‌ی در روز و شب هم دارند. فونت‌شان بزرگ و کوچک می‌شود. علامت گذاری دارند. پاک هم نمی‌شوند. یعنی اگر برای گوشی‌تان اتفاقی افتاد، در حساب کاربری‌تان موجود است. بعداً می‌توانید با یک کلیک، بدون هزینه‌ی خرید مجدد، دانلودش کنید.

من، فروشگاه‌های خوب کتاب الکترونیکی که سراغ دارم، این‌ها هستند:

خط خوان(این یکی در حال به روز رسانی است، ولی به زودی راه می‌افتد):

http://khatkhan.com

 

طاقچه

http://taaghche.ir

 

فیدیبو

http://fidibo.com

 

کتابراه

http://www.ketabrah.ir

 

سوره مهر

http://ebook.sooremehr.ir

 

فرا کتاب

http://www.faraketab.ir

 

پاتوق کتاب

http://patogh-ketab.com/patogh

 

اگر نه حال کتابخانه رفتن دارید - آن هم هر از ده روز یک بار مثلاً! -، نه کتاب الکترونیک را دوست دارید، و اگر کتاب‌تان نه در کتابخانه یافت شد و نه در کتب الکترونیک، آن‌وقت بروید کتاب بخرید. بالاغیرتاً کم کم کتاب بخرید و به این تجربه‌ها احترام بگذارید. بعداً حال‌تان گرفته می‌شودها! گفته باشم!

نام کتاب‌هایی را که باید بخوانید یادداشت کنید و کم کم بخرید و وقتی خواندید، بروید سراغ خرید کتاب‌های بعدی.

 

 

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ ارديبهشت ۹۵
محمدصادق کریمی

اپلیکیشن «رساله کاربردی» یا رساله ی ده مرجع

 

با پرسش و پاسخ های کاربردی. 

هر سؤالی در هر زمینه احکام شرعی را در این برنامه پیدا کنید و پاسخ آن را بخوانید، به گونه ای که در هر مسئله، پاسخ همه ی مراجع را در یک صفحه ببینید.

ظاهری ساده و شکیل، محتوای به روز، حجم اندک از ویژگی های این برنامه است.


قابلیت ها در یک نگاه:
- پرسش ها و پاسخ های کاربردی در زمینه احکام اسلامی مطابق با نظر ده نفر از مراجع عظام تقلید
حضرات آیات: امام خمینی، بهجت، تبریزی، خامنه ای، سیستانی، صافی گلپایگانی، فاضل لنکرانی، نوری همدانی، مکارم شیرازی، وحید خراسانی.

- ارائه مستندات پاسخ ها جهت اطمینان بیش تر مکلّفین

- امکان تهیه فهرست شخصی از احکامی که بیش تر با آن سر و کار دارید یا پاسخ آن را فراموش می کنید و نیاز مجدد به مراجعه به آن دارید

- قابلیت به اشتراک گذاری هر مسئله در شبکه های اجتماعی و یا به صورت پیامک

- امکان جستجو در کل متن رساله

 

 

پی نوشت:

اپلیکیشن اندرویدی «مفاتیح نفیس» را هم ببینید:

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ مهر ۹۴
محمدصادق کریمی

نماز می‌خواندم. رکوع و سجود از پی هم. یک لحظه چشمم افتاد به تلفن همراهم که جلوی سجّاده‌ام بود.

دیدم دارم به آن سجده می‌کنم...

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۳ شهریور ۹۴
محمدصادق کریمی

داشتم توی خیابان قدم می زدم. در دلم، آهنگی را که دوست داشتم می خواندم. لب‌هایم حرکت نمی‌کرد. تنها در دلم، تمام آهنگ را از اول تا آخر خواندم.

یک لحظه، معنای حقیقی ذکر قلبی را به تمامه دریافتم!

۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۸ خرداد ۹۴
محمدصادق کریمی

خانوادگی آمده بودند خانه‌ی ما. نشستیم و از هر دری حرف زدیم. بچه‌اش نمی‌توانست آرام بنشیند. حوصله‌اش سر رفته بود. مدام می‌گفت: «بابا بریم. بریم دیگه...»

رفتم ظرف میوه را آوردم که مشغول شود. پدرش گفت: «آهااااان، تازه اصلِ کاری اومد. اصلاً همه‌ی کارها برای همین خوردنه بابا جون. باید آدم بخوره تا بتونه قوی بشه. قوی بشه تا بتونه کار کنه. کار کنه تا بتونه پول در بیاره. پول در بیاره تا بتونه این میوه‌ها رو بخره بذاره جلوش بخوره؛ بتونه زنده بمونه و قوی بشه، تا بتونه دوباره بره سر کار، تا بتونه با کار کردن پول در بیاره، تا بتونه این ها رو بخره و بخوره...»

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۷ ارديبهشت ۹۴
محمدصادق کریمی