صاد

خانه‌ی مجازی محمدصادق کریمی

طبقه بندی موضوعی

۲ مطلب در ارديبهشت ۱۳۹۳ ثبت شده است

یکی از موضوعات مهمی که مؤمن باید برای خودش حل کند این است که آخرت هم در این دنیا شکل می‌گیرد و دنیا و آخرت کنار هم هستند. نمی‌شود این دو را از هم تفکیک کرد. روح متعلق به آخرت است و عالم ملکوت، و جسم متعلق به دنیا و عالم مُلک، اما ببینید چه‌قدر در هم تنیده‌اند. روح که از جسم جدا نمی‌شود! پس دنیا و آخرت از هم جدا نمی‌شوند! آخرت در این دنیاست، و دنیا هم در آخرت است!

مثلاً جسم خسته است، ولی می‌بینید خواب‌تان نمی‌برد. چون روح‌تان مشکل دارد. توی فکر هستید. این پیوند روح و جسم را می‌رساند.

جایی دین‌داری ضعیف می‌شود که فرد نمی‌تواند بین دنیا و آخرت جمع درست انجام دهد. بعضی‌ها جمع می‌کنند، ولی جمع غلط! اشکال این است که رابطه‌ی دنیا و آخرت را نمی‌فهمیم.

مؤمن دنیا و آخرتش فرق می‌کند با دنیا و آخرت کافر!

مثلاً مؤمن نشاطش غیر از کافر است. کافر قهقهه می‌زند، اما مؤمن سرورش ذاتی است و قلبش انبساط پیدا می‌کند. مؤمن باید مواظبت کند امر دنیایش مشکل پیدا نکند، چون امر دنیاییش اثر مستقیم دارد روی آخرتش.

این حدیث را زیاد شنیده‌اید که در خانه‌ای که از یک درش فقر وارد شود، ایمان از در دیگرش خارج می‌شود! ببینید که فقر از جنس دنیایی‌ست اما ایمان از جنس آخرتی!

شما اگر خواب‌تان به هم بخورد عبادت‌تان به هم می‌خورد! به همین خاطر دین آمده غیر از امور اُخروی، در امورد دنیوی هم دخالت کرده. گفته حتی چه باید بخوری و چه نباید. «کلوا و اشربوا» می‌خواهد بگوید شما که دنبال آخرت هستی، دنیایت را باید تنظیم کنی!

از آقای بهجت سؤال می‌کنند چه کار کنیم نماز شب بیدار شویم؟ می‌گوید شام سنگین نخورید! دیر شام نخورید! می‌پرسند چه کار کنیم نماز صبح بیدار شویم؟ می‌گوید زود بخوابید.

در دستورات دینی داریم که آب کم بخورید تا بدن‌تان آن‌قدر رطوبت نداشته باشد که نتوانید برای نماز صبح بیدار شوید! که بی‌حال نباشید توی نمازتان!

می‌ببینید که چه‌گونه دین با دنیا ارتباط دارد؟

به همین خاطر دستورات کفار برای ما نیست. دستورات کفار برای ما فایده ندارد، بل‌که ضرر دارد!

دستورات دنیای ما هم باید از ناحیه‌ی معصوم علیه‌السلام باشد. معصوم می‌گوید دوشنبه نروید مسافرت! یعنی مسافرت لذت‌بخش برای مؤمن موقعی نیست که از دوشنبه آغاز شود!

حضرت می‌گوید مؤمن انجیر، زیتون، خرما، عسل و از این دست بخورد. حالا ما برویم پیتزا بخوریم! خب پیتزا غذای کفار است. کافر که آخرت ندارد! او پیتزا می‌خورد و برایش ضرر هم دارد. ما هم پیتزا می‌خوریم و برای‌مان ضرر دارد، اما ضررش برای ما بیش‌تر است! چون روی آخرت ما تأثیر می‌گذارد! چنان سنگین می‌شوی که حال عبادت نداری! تازه عمرت هم کوتاه می‌شود! حالا کافر عمرش کوتاه شد که شد! مؤمن که نباید عمرش کوتاه شود! یعنی نباید دستی دستی به خودش ظلم کند! خب ظلم برای مؤمن یک گناه است!

کفار بر اساس «لذت» می‌خورند! به همین خاطر برای‌شان فرقی ندارد چه می‌خورند! فقط لذت داشته باشد.

شما می‌بینید کافر گوشت خوک می‌خورد، چون لذت دارد. همین. کار به مسائل دیگرش ندارد که. شراب می‌خورد، چون لذت دارد. هندسه‌ی ذهنی کافر بر اساس لذت و سود شخصی است. معامله‌ی ربوی انجام می‌دهد، چون سود شخصی دارد. کار به تبعاتش ندارد.

اما مؤمن خوردنش بر اساس آرامش و خوشی است. پس به او می‌گویند مثلاً شراب نخور، چون خوشی لحظه‌ای دارد، اما هزار جور ضرر دارد که آرامش را از تو می‌گیرد و اصلی‌ترینش از بین رفتن عقل است که بزرگ‌ترین موهبت الاهی‌ست.

پس به خاطر آخرت، دین آمده در کوچک‌ترین مسائل دنیوی هم دخالت کرده، لذا دین نمی‌تواند از خوراک جدا باشد، از پوشاک جدا باشد، از سیاست جدا باشد، و از اقتصاد، و از فرهنگ و... و چه نادان‌اند آنان که حرف جدایی دین از سیاست را جاهلانه تکرار می‌کنند، اما آنان که این نظریه را ارائه دادند، خیلی خوب می‌دانستند چه کار دارند می‌کنند! یعنی عقل بدون وحی! یعنی شرّ کامل! چون عقل کجا و پی بردن به حقایق اشیاء کجا؟

پس ما طبّی را قبول داریم که سرچشمه‌اش وحی باشد. پس ما تا زمانی که علوم وحیانی را ندانیم، محکوم به شکستیم. به ضرر، عدم آرامش و از این دست.

ببخشید که این مثال را می‌زنم، اما برای تقریب به ذهن بسیار لازم است.

مدتی پیش تبلیغاتی را دیدم که تشویق می‌کرد به خرید کرم ازاله‌ی دائمی موهای زائد! چه در نت، چه در لوازم آرایشی‌ها. آدم اگر نداند چه خبر است می‌گوید خب، یک بار استفاده کنیم برای همیشه راحت شویم!

اما من روایتش را در توحید مُفَضّل دیده بودم که امام صادق فرموده بودند: «بدان که با بیرون آمدن موها از منافذ پوست، و روییدن ناخن‌ها از سر انگشتان، دردها و بیماری‌های بدن نیز خارج می‌شوند. از این رو به انسان امر شده است که هر هفته نوره بکشد و سر بتراشد و ناخن بگیرد تا موها و ناخن‌ها زود به زود رشد کنند و دردها و بیماری‌های بدن را بیرون بریزند. اما اگر این کار دیر به دیر انجام شود، درد و بیماری در بدن انسان می‌ماند و مرض‌های سخت و دیرپای را سبب می‌گردد.»

 خب، اگر معصوم علیه‌السلام این مطلب را نمی‌گفت، من هم ندانسته جذب همچین تبلیغاتی می‌شدم و آثار و تبعات بعد از آن...

مجال آن نیست که بنشینیم راجع به یک یکِ دستوراتی که دین در مورد خوراک و پوشاک به ما داده صحبت کنیم. برای همین، یک نسخه‌ی عمومی در اختیارتان می‌گذارم که حکیم محمدعلی باقری آن را تجویز کرده است که ریشه‌ی همه‌ی این توصیه‌ها برگرفته از دستورات اسلامی است. ایشان از اساتید به نام طب اسلامی در کشور هستند. این دستورات را می‌توانید از این‌جا دانلود کنید.

در آخر، بعضی منابع طب اسلامی را عرض می‌کنم:

-پای درس امام صادق علیه‌السلام؛ ترجمه‌ی توحید مُفَضَّل1

-طب الأئمه2

-رساله‌ی ذهبیه3

-حلیة المتقین4

بعدالتحریر: در مباحث طب اسلامی، از اساتیدم؛ حجت‌الاسلام محمدحسن الاهی‌فر، حکیم محمدعلی باقری و استاد محمدعلی محمدی یکتا استفاده کرده‌ام.

-----------------------------------------------------------------------------------------

1-ترجمه‌ی محمد مهدی رضایینشر جمال – تلفن: 02537746353 و 09122520250

2-علامه سید عبدالله شُبَّر – انتشارات حدیث مهر – پخش 02537205022 و 02537205023 و 09127513532

3-مجموعه‌ای از درمان‌های شفابخش امام رضا علیه‌السلام – دکتر محمد دریایی – انتشارات سفیر اردهال

تلفن: 02188319342 و 02188319330

4-در آداب و اخلاق اسلامی – علامه مجلسی – انتشارات سرور – تلفن: 02537736810

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۸ ارديبهشت ۹۳
محمدصادق کریمی
381

کتاب جان‌باز؛ حسن‌علی نوروزیان
نوشته‌ی محمدصادق کریمی
انتشارات روایت فتح
خرید اینترنتی
 
از مقدمه:
«روایت حسن‌علی نوروزیان، روایت مرد ساده و سخت‌کوشی است که از خانواده‌اش کنده شد و رفت در دل جنگ.

دست و پایش را همان‌جا گذاشت و با بدنی پر از ترکش بازگشت به خانه.

هنوز هم کار می‌کند. با نیمه‌ی دیگر بدنش و با همان امید و پشتکار. نوه‌هایش دورش حلقه می‌زنند تا پدربزرگ‌شان قصه‌های روزهای سخت جنگ را بگوید. با لبخندی بر لب و غمی در دل...»

 
از متن:
«بعد از چند ماه که دیدند نمردم، دو تا مجروح آوردند توی اتاقم بستری کردند. شب عید غدیر بود. خیلی گریه کردم. در همان حالت یک آمپول والیوم 10 تزریق کردند و خوابم برد. نیمه شب بود که خواب دیدم یک دکتر سید آمد توی اتاق، یک ملحفه انداخته بود روی دستش، دست دیگرش هم روی سینه‌اش. گفت «سلام حاج‌آقا.» گفتم «علیکم‌السلام سید جان، خوش آمدی.» گفت «اومدم این ملحفه را ببندم به پایت.» گفتم «سید جان، من ملحفه دارم، بده به همتختی‌هایم.» گفت «برای شما آوردم.» سه بار همین را گفت، من هم هر سه بار همین جواب را دادم. بار چهارم گفت «حاج‌آقا، مال خود شماست.» گفتم «سید جان، اگه مال منه، ببندش.» وقتی بست، گفت «پایت را ببر بالا.» دیدم پایم راحت تکان میخورد و بالا و پایین میرود. بیدار شدم. دیدم سید نیست، همتختی‌ها هم خوابند. داد زدم. دو نفر همتختیم از خواب پریدند. به خودم آمدم. گفتم «چیزی نیست، درد دارم.» صبح منیر آمد بیمارستان. دید نشسته‌ام روی تخت. تعجب کرد. چون من اصلاً نمی‌توانستم تکان بخورم.
گفت «دیشب برادرت آمده بود خانه‌مان. به من گفت حاج خانم، دیگه ما بدبخت شدیم. میخواهیم اثاث‌هایمان را بار کنیم و بیاییم اینجا، چون شما تنها میشی. گفتم چی شده؟ دکترها بهش گفته بودند دیگه امیدی نیست. خیلی ناراحت شدم. مادرم هم خانه بود. با این حرف دیگر مطمئن شدم رفتنی هستی. نزدیک ساعت 6 و 7 شب بود که رفتم مسجد صاحب‌الزمان محل. سه رکعت نماز خواندم و توی رکعت چهارم خوابم برد. بس که توی فکر بودم و ناراحت. خواب دیدم روی تخت خوابیده‌ای. گفتی دستم را بگیر. دستت را گرفتم. بلند شدی نشستی. گفتم وای، تو که اصلاً نمی‌تونستی بلند بشی، چه جوری نشستی؟ گفتی من دیگه خوب شدم. سرم را از روی مهر برداشتم و دیدم سر نماز خوابم برده.»
 

این کتاب در فضای مجازی:

» goodreads

» خبرگزاری رسا: «حسن‌علی نوروزیان» نخستین اثر از مجموعه «جانبازان»

» روایت فتح: کتاب اول مجموعه ی جدید جانبازان در غرفه روایت فتح رونمایی می‌شود

» مصاحبه با خبرگزاری دفاع مقدس: «آشنایی با جانبازان در مجموعه کتاب‌های "جان‌باز"»

» خبرگزاری دفاع مقدس: مجموعه‌ی جدید انتشارات روایت فتح با عنوان «جان‌بازان» به نمایشگاه کتاب تهران می‌رسد

» مصاحبه با خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا): «انتشار خاطرات «حسن نوروزیان» در مجموعه کتاب‌های جانبازان»

۴ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۹ ارديبهشت ۹۳
محمدصادق کریمی