صاد

خانه‌ی مجازی محمدصادق کریمی

طبقه بندی موضوعی

۳ مطلب در مرداد ۱۳۹۱ ثبت شده است

اگر ما گفتیم کتب اساسی و مبنایی، یعنی که ابتدا باید این کتاب‌ها را خواند، بعد رفت سراغ کتاب‌های دیگر.

حالا ما کار به این نداریم که یک وقت‌هایی می‌نشینیم و برای تفریح رمان و داستان می‌خوانیم.

اما چرا قبل از این‌که احادیث‌مان را - حداقل آن‌هایی که اساسی‌ترند- بخوانیم که همه‌ی
نیازهای بشر را پاسخ گفته‌اند باید برویم کتاب‌های جامعه شناسی و روان‌شناسی و
علوم اجتماعی و سیاسی و غیره بخوانیم؟

ابتدا باید نشست و مثلاً اصول کافی را زیر و رو کرد، در نهج البلاغه غرق شد، آن‌وقت رفت
سراغ کتاب‌های مثلاً روان‌شناسی. شما یک سوال را بیاورید که معصوم پاسخ آن را
نداده باشد. نمی‌توانید. هرگز نمی‌توانید.

قال الباقر علیه‌السلام: «شرّقا و غرّبا لن تجدا علماً صحیحاً الّا شیئاً یخرج من
عندنا اهل البیت؛ به شرق روید و یا غرب، علم صحیحی نمی‌یابید، مگر این‌که از
(دهان) ما اهل بیت خارج شده است.»1

حیرت انگیز است و بسیار حیرت انگیز است شیعه‌ای که پایه‌های اعتقادی خودش را درست نمی‌داند
و تمامی حرف‌های معصومین علیهم صلوات‌الله را نشنیده است، ولی می‌رود و فلسفه می‌خواند!
حالا چه اسلامی چه غربی. منظور این نیست که نباید فلسفه خواند. منظور این است که
اول راه رفتن را یاد بگیر، بعد برو هر صحرایی که خواستی شروع کن به دویدن! بعد برو
فلسفه‌ی اسلامی بخوان تا بتوانی جامعه‌ی کبیره را قدری بفهمی! ولی اگر پایه‌هایت
را محکم نکردی و رفتی سراغ این علوم، درست از غلط را تمیز نمی‌دهی، و می‌روی آن‌جایی
که نباید بروی!

و ما در مبحث پیش گفتیم که ما اصل نیازمان و اساسی‌ترین نیازهامان در کتب زیر است:

قرآن؛ برای این‌که بفهمیم خدا به ما چه گفته. یعنی مهم نیست خدا به ما چه گفته؟! یعنی ما
نباید حداقل یک بار به صورت کامل ترجمه‌ی قرآن را بخوانیم و بفهمیم خدا برای ما چه
حرف‌هایی زده است؟

خب، دیگر ترجمه از این روان‌تر پیدا نمی‌کنید؛ کتاب «گلی از بوستان خدا»2 که به قرآن فارسی معروف است و
ترجمه‌ی سید مهدی حجتی است.

مفاتیح؛ برای این‌که بفهمیم ما به خدا چه بگوییم.

رساله؛ برای این‌که طبق دستورالعمل‌های مشخص جلو برویم. برای این‌که هدایت شامل
حال ما بشود. که اگر هدایت شامل حال‌مان نشود راه به کجا خواهیم برد؟

حضرت استاد الاهی(از شاگردان والامقام حضرت آیت الله بهجت و بسیاری از بزرگان) به ما
فرمودند: «شماها هنوز یک تزلزلی در وجودتان دارید. برای این‌که برطرف شود باید در
طول سال، هر روز، قرآن را بردارید و یک جایش را باز کنید و بخوانید. هر چه قدر
توانستید. بعد مفاتیح را بردارید و یک جایش را باز کنید و بخوانید. هر چه قدر دوست
داشتید. نگویید مثلاً باز کردیم جامعه‌ی کبیره آمد باید تا آخرش را بخوانیم. نه.
هر قدرش را که توانستید. بعد رساله را بردارید و یک جایش را باز کنید و یک مسأله
بخوانید. هر روز این کار را بکنید. این‌طوری میزان می‌شوید!»

در یک سطح بالاتر کتب زیر را نیاز داریم:

صحیفه‌ی سجادیه؛ برای این‌که بیش‌تر بفهمیم ما به خدا چه بگوییم.

اصول کافی؛ برای این‌که عمق بیش‌تری از زندگی را درک کنیم و بیش‌تر و بهتر جلو برویم.
اشتباه گفته‌اند کسانی که گفته‌اند برای فهمیدن اصول عقاید ابتدا باید کتب اصول
عقاید خواند. خیر؛ ابتدا باید اصول کافی خواند! و شما مطمئن باشید اصول عقاید ما
کاملاً ضعیف است! و دقیق‌تر بدانید که ما در اصل توحیدمان ضعیف است که این
همه بدبختی داریم!

همین‌جا واجب است بگویم برای خداشناسی هم نباید نشست و در ابتدا کتب اصول عقاید خواند.
باید نشست و کتاب «توحید مُفَضَّل»3 را خورد! چرا؟ چون شما بفرمایید
چه کسی بهتر از امام صادق علیه‌السلام می‌تواند خدا را توضیح دهد؟ و «توحید مفضل»
در حقیقت حدیثی طولانی از آن حضرت است که ایشان به شاگردشان به نام «مفضل» تعلیم
داده‌اند در موضوع خداشناسی. و این کتاب برای تمامی سنین قابل استفاده است. یعنی
یک بچه‌ی دوازده ساله می‌تواند بخواند و بفهمد و یک پیرمرد شصت ساله نیز. و برای
همه هم مورد نیاز است. چه پرفسور باشیم و چه دیپلمه!

 

------------------------------------------------------------------------------

1- بحارالانوار، ج 2، ص 92 - ح 20؛ منتخب میزان الحکمة، ص 370.

2- گلی از بوستان خدا، سید مهدی حجتی، نشر بخشایش.

    تلفن: قم:  02517749699  – 02517737583


تهران:  02166495395  –  شیراز:  07112283640

3- پای درس امام صادق(ع)، ترجمه‌ی توحید مفضل، محمد مهدی رضایی


نشر جمال. تلفن: 09122520250 -  02517746353

۸ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ مرداد ۹۱
محمدصادق کریمی

در هر کاری اولویت‌های آدم باید مشخص باشد. اولویت‌های هر فردی با توجه به نیازهایش مشخص می‌شوند.

نیازهای اصلی و اساسی و مبنایی ما چیست؟ آن‌ها را از کجا باید به دست آوریم؟ یا بهتر بگویم؛ نیازهای اساسی یک شیعه چیست؟

ما جواب این سوال را نمی‌دانیم! پس که می‌داند؟ آن‌که به ما اشراف کامل دارد. پس جواب سوال اساسی فوق در زیر است:

قرآن، احادیث.

پس معلوم شد که نیازهای اساسی شیعه و بالاتر از آن؛ تمامی نیازهای او در قرآن و احادیث موجودند. پس با این حساب اولویت کارهای ما چیست؟ مطالعه‌ و تسلط بر کتب مبنایی زیر:

- برای این که بفهمیم صاحب ما چه از ما خواسته است: قرآن کریم.

- برای این که بفهمیم اهل بیت چه از ما خواسته‌اند، و برای این که تفاسیر و توضیحات حرف­های صاحب‌مان و کسی که پرورش دهنده‌ی ماست را بفهمیم: احادیث.

برای مطالعه‌ی احادیث چه کتابی بخوانیم؟: «اصول کافی»1 که از کتاب‌های موثّق احادیث شیعه است. اگر بخواهم درباره‌ی اصول کافی شرح بدهم و این‌که چرا این کتاب در اولویت است و... باید حرف‌های زیادی بزنم که این‌جا جایش نیست. شما هم حوصله‌اش را ندارید. اجمالاً بدانید که شیعه چهار کتاب اصلی حدیث دارد که به نام «کتب اربعه» معروف است و یکی از آن‌ها «الکافی» می‌باشد. پس این کتاب ارجحیت دارد نسبت به سایر کتب حدیثی دیگر.

ما، تا حدیث‌خوان نشویم نمی‌فهمیم چگونه باید زندگی کنیم. خیا‌ل‌تان راحت! شما مگر چه‌قدر حدیث می‌شنوید؟ روی منابر چه مقدار حدیث گفته می‌شود؟ آیا مطمئن هستید احادیثی که لازم داشته‌اید را شنیده‌اید؟

گرچه ما باید تمامی احادیث را خوانده باشیم! چون معصوم علیه‌السلام به تمامی سوالات ما پاسخ داده است، و حرف‌های معصوم در احادیث است.

یک زمانی من درباره‌ی اصول کافی زیاد سوال می‌پرسیدم. یک شخصی که خیلی همراه من بود یک بار از من سوال کرد: حالا تو برای چه می‌خواهی اصول کافی بخوانی؟ این مال آخوندهاست!

گفتم: عجب! مگر آخوندها چه قدر حدیث می‌توانند برای ما بخوانند؟ آیا همه‌اش را می‌توانند بخوانند؟ آیا مطمئنی که همه‌ی حرف‌های معصومین را شنیده‌ای؟ و آیا اگر همه‌ی آن‌ها را نشنیده‌ای احساس خسران نمی‌کنی؟! تو اگر در زمان مثلاً پیامبر صلوات الله علیه زندگی می‌کردی دوست نداشتی هر لحظه کنار حضرتش باشی و سخنانش را مو به مو بشنوی؟ حالا که نیستی خیلی از این حرف‌ها در کتب حدیث انباشته شده و سراغ‌شان هم نمی‌رویم! فکر کرده‌ایم باید بالضّروره به آن‌ها مراجعه کرد!

همین که آن‌ها حرفی زده‌اند اکیداً ضرورت دارد که ما بشنویم! قشنگ وقت بگذاریم و بشنویم! از هر فرصتی استفاده کنیم و بشنویم!

- برای این­که بفمیم اهل بیت از خدا چه خواسته‌اند و چه نسخه‌های شفابخشی را برای درمان روح ما تجویز کرده‌اند: مفاتیح الجنان، ایضاً صحیفه‌ی سجادیه(زبور آل محمد صلّی الله علیه و آله)

اگر می‌توانید بگویید باید چه جوری با خدا حرف بزنیم؟

اگر می‌توانید بگویید نیازهای ما چیست و ما باید دقیقاً چه چیزهایی را از خدا بخواهیم؟

اگر نمی‌توانید بگویید- که قطعاً نمی‌توانید- باید دعاهای معصومین را بخوانید. و این همه در مفاتیح الجنان و در صحیفه‌ی سجادیه یافت می‌شود.

آیت الله خامنه‌ای در کلامی می‌فرمایند: «چیزى که در دعا وجود دارد، معارف است. و این مخصوص دعاهایى است که از معصوم به ما رسیده است. امام سجّاد علیه‌الصّلاة والسلام، «صحیفه سجّادیه» را به صورت دعا تنظیم فرموده و اصلاً دعا خوانده است؛ اما این کتاب، پُر از معارف الاهى و اسلامى است. توحید خالص در صحیفه سجّادیه است. نبوّت و عشق به مقام تقدّس نبىّ اسلام علیه و على آله الصّلاة والسّلام در صحیفه سجّادیه است. مثل بقیه دعاهاى مأثور، معارف آفرینش در این کتاب است. همین دعاى ابوحمزه ثمالى که مخصوص سحرهاست - سعى کنید آن را بخوانید و در معنایش توجه و تدبّر داشته باشید - و همین دعاى کمیل که شب‌هاى جمعه خوانده می‌شود، از جمله دعاهایى است که سرشار از معارف اسلامى است و در آن‌ها حقایقى به زبان دعا بیان شده است. نه این‌که آن بزرگوار - امام سجّاد علیه‌الصّلاة والسّلام - نمى‌خواسته دعا کند و دعا را پوشش قرار داده است؛ نه. دعا مى‌کرده، مناجات مى‌کرده و با خدا حرف مى‌زده است. منتها انسانى که قلبش با خدا و با معارف الهى آشناست، حرف زدنش هم این‌گونه است. حکمت از او سرریز مى‌شود و دعاى او هم عین حکمت است.

 دعاهایى که ما مى‌خوانیم، پر از حکمت است. در دعاهاى مأثور از ائمّه علیهم‌السّلام که به ما مى‌رسد، نکاتى عاید از معارف وجود دارد که حقیقتاً مورد احتیاج انسان است. آن بزرگواران با آوردن این نکات در دعاها به ما یاد مى‌دهند که از خدا چه بخواهیم.»2

- برای فهمیدن احکام و حدود الاهی، و برای این‌که بفهمیم چه چیزی واجب است و چه چیزی حرام باید رساله بخوانیم.

توجه داشته باشید یک مسلمان احکامی که به آن‌ها نیازمند است را واجب شرعی است که یاد بگیرد. و قرآن خواندن مستحب است!!

لذا خواندن رساله‌ی مرجع تقلیدتان ارجحیت دارد بر خواندن قرآن!

چرا؟ چون با ندانستن یک مسأله‌ی شرعی شما ممکن است از دایره‌ی ولایت الله بیرون بروید! به همین راحتی!

چگونه؟ مثلاً اگر به واسطه‌ی ندانستن یک مسأله‌ی شرعی وضو گرفته‌اید اما وضوی‌تان دچار مشکل باشد، در اصل شما بدون وضو نماز خوانده‌اید. پس در اصل شما نمازی نخوانده‌اید! چون مورد قبول نیست. وقتی شما نمازی را نخوانده‌اید، هدایت نصیب‌تان نمی‌شود! پس اصولاً بی‌نماز می‌رود به کجا؟!! آن‌که هدایت نشود می‌رود به کجا؟!! چه خاکی می‌خواهد بر سرش کند؟!!

--------------------------------------------------------------------------------------

1- اصول کافی، محمد بن یعقوب کلینی، با ترجمه و شرح فارسی، چهار جلد، انتشارات اُسوه

تلفن: تهران: 66418099 – 66418299  قم: 6642211

2- بیانات در خطبه‌های نمازجمعه 28/11/73
۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ مرداد ۹۱
محمدصادق کریمی

در مبحث پیش به نکته‌ای اشاره کردیم که لطفاً تا بلدِ راه نشدیم کسی را به آن راه هدایت نکنیم! یعنی که تا روی خودمان کار فرهنگی نکردیم نباید در جامعه کار فرهنگی انجام دهیم و اول قدم کار فرهنگی، کار فرهنگی روی خود است.

حال سؤالی که پیش می‌آید این است که چگونه روی خود کار فرهنگی کنیم؟

اصولاً وقتی که ما می‌خواهیم یک مسیری را برویم یا باید خودمان قبلاً آن مسیر را رفته باشیم و حالا بلدِ راه باشیم و یا باید راه‌بلدی داشته باشیم که ما را در آن مسیر ببرد. گاهی راه‌بلد ما یک نقشه است و گاهی یک انسان.

اگر بخواهیم از روی نقشه برویم باید یک نقشه‌ی مطمئن داشته باشیم و اطمینان به یک نقشه، مستلزم اطمینان به کسی است که نقشه را رسم کرده است.

معنای «کار فرهنگی روی خود» می‌شود خودسازی. نقشه‌های مسیر خودسازی با اطمینان به انسانی که نقشه را رسم کرده است به شرح زیر است:

- کتابی است با عنوان «به سوی محبوب»۱ که شامل دستورالعمل‌ها و رهنمودهایی است از واصل إلی الله، حضرت آیت الله بهجت. از دستورهای جامعی که در این کتاب آمده می‌توان نهایت استفاده را کرد. شخصاً معتقدم کسی که این دستورها را نداند در خسران کامل به سر می‌برد. یکی از جامع‌ترین دستوراتی که ایشان کراراً می‌فرمودند این است:

«به آن‌چه می‌دانید عمل کنید، و در آن چه نمی‌دانید احتیاط کنید تا روشن شود. و اگر روشن نشد، بدانید که بعضِ معلومات را زیر پا گذاشته‌اید. طلب موعظه از غیر عامل، محلّ اعتراض است، و قطعاً به مواعظی که شنیده‌اید و می‌دانید عمل نکردید، وگرنه روشن بودید.»

ایشان این مطلب را به استناد حدیثی از امام صادق علیه‌السلام نقل می‌کنند:

«مَن عَمِلَ بما عَلِمَ وَرَّثَهُ اللهُ عِلمَ ما لَم یَعلَم»۲

هر کس به آن‌چه می‌داند عمل کند، خداوند او را از اموری که نمی‌داند آگاه می‌گرداند.

- دوم، نقشه‌ی جامعی که حضرت آیت الله خامنه‌ای ترسیم می‌کنند: « اگر در یک جمله کوتاه از من بپرسند که شما از جوانان چه می‌خواهید؟ خواهم گفت: تحصیل، تهذیب، ورزش. من فکر می‌کنم که جوانان باید این سه خصوصیت را دنبال کنند.»۳

تحصیل را با توجه به مرحله‌ی «تعیین هدف» بایستی انجام داد. برای تهذیب هم همین مبحث می‌تواند مفید فایده باشد. ورزش هم که مشخص است. بهترین ورزش‌ها را دیگر همه می‌دانیم چیست؛ پیاده روی، کوهنوردی، شنا و...

- سوم، نقشه‌ی جامع سلوکی امام صادق علیه‌السلام به «عنوان بصری» که معروف به «حدیث عنوان بصری»۴ است، که بارها از اساتید بزرگ اخلاق شنیده‌ام که گفته‌اند این حدیث را هر روز بخوانید و حتی حفظ کنید!

- چهارم، سه دستور مهم از ناحیه‌ی حضرت ولی عصر علیه‌السلام است که حضرت، در مکاشفه‌ی سید احمد رشتی که در مسیر حج راه را گم کرده بود، فرمودند. این حکایت در مفاتیح الجنان، بعد از زیارت جامعه‌ی کبیره، تحت عنوان حکایت سید رشتی نقل شده است.

حضرت فرمود:«شما چرا نافله نمی‌خوانید؟! نافله! نافله! نافله! سه مرتبه فرمود، و باز فرمود شما چرا عاشورا نمی‌خوانید؟! عاشورا! عاشورا! عاشورا! سه مرتبه، و بعد فرمود شما چرا جامعه نمی‌خوانید؟! جامعه! جامعه! جامعه!»

برخی گفته‌اند منظور از نافله، تمام نوافل نمازهای واجب(که در این‌جا می‌توانید کیفیت خواندن‌شان را بخوانید) به علاوه ی نماز شب(هشت رکعت نافله شب و دو رکعت شفع و یک رکعت وتر) است و برخی گفته‌اند خصوص نماز شب منظور است.

منظور از «جامعه» هم، زیارت جامعه‌ی کبیره است.

همه‌ی موارد بالا که گفته شد، نقشه‌های مسیر خودسازی است که مبنای این مسیرند.

اما نمی‌توانم از کنار کتاب «راه خورشید»۵ که حضرت استاد الاهی آن را نگاشته‌اند بگذرم. بین کُتُبی که در این زمینه دیده‌ام، این کتاب بسیار مبنایی و دارای نکات کلیدی مهمی است. یعنی اگر کسی می‌خواهد اصل دین را و نکات ریز آن و نحوه‌ی جلو رفتن در مسیرش را بداند بایستی این کتاب را بخواند، و توصیه می‌کنم به یک بار خواندنش اکتفا نکند. البته متأسفانه این کتاب دارای غلط‌های زیادی است و انگار اصلاً ویرایش نشده است!

این هم تقصیر کسی است که مطلب را به انتشاراتی سپرده. امیدوارم در چاپ بعدی درست شود. حالا شما سعی کنید هنگام خواندن تغافل کنید!

-------------------------------------------------------------------------------------

۱- به سوی محبوب، انتشارات شفق، تلفن:  ۰۲۵۱۷۷۴۱۰۲۸

۲- بحارالانوار، جلد ۷۸، صفحه ی ۱۸۹

۳- بیانات در دیدار جمعی از جوانان ۷۷/۲/۷

۴- حدیث عنوان بصری، ترجمه ی سید محمد حسن سجاد، انتشارات مهر ثامن الائمه(ع)، تلفن: ۰۳۱۱۲۲۲۳۵۳۹

۵- راه خورشید، دو جلد، مجموعه بیانات حضرت استاد محمد حسن الاهی به همراه پرسش و پاسخ، انتشارات مبین اندیشه، تلفن مراکز پخش: ۰۹۳۵۹۰۸۹۳۸۸

تهران: ۰۹۱۲۳۹۰۸۴۷۵ و قم: ۰۲۵۱۷۷۴۸۳۷۰ و ۰۹۱۲۶۵۱۸۰۳۶

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ مرداد ۹۱
محمدصادق کریمی